پرش به محتوای اصلی
طبیب اصفهانی طبیب اصفهانی

غزلیات

شمارهٔ ۶۴

صیقل دیده تر گوشه دامان باشد

روزن خانه دل چاک گریبان باشد

دل چو کامل شود از عشق نگیرد آرام

بی قراری هنر گوهر غلطان باشد

آشیان، بلبل تصویر چه داند ز قفس

شادی و غم بر حیرت زده یکسان باشد

صید در دام کند وحشت و حیرت دارم

که دلم جمع در آن زلف پریشان باشد

در جهان بی غم عشقی نتوان بود طبیب

که چو بی عشق شود دل تن بیجان باشد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶۶ترسم که چو جانم زتن زار برآید
  2. شمارهٔ ۶۷گریه نتوانست غم را از دل بیتاب برد
  3. شمارهٔ ۶۸گفتی که با دلت غم هجران چه می‌کند
  4. شمارهٔ ۶۹گو روزگار هرچه تواند به ما کند
  5. شمارهٔ ۷۰ترک چشمش که قصد جان دارد
  6. شمارهٔ ۷۱مائیم و فراق دیده ای چند
  7. شمارهٔ ۷۲گرنه گل ناله‌ای از مرغ چمن گوش کند
  8. شمارهٔ ۷۳تا قیامت دمد از خاک من خون آلود
همه‌ی غزلیات ←

طبیب اصفهانی درباره‌ی طبیب اصفهانی

عبدالباقی طبیب اصفهانی (درگذشته ۱۱۶۸ یا ۱۱۷۱ هجری قمری) از شعرای سبک بازگشت ایران، حکیم‌باشی نادر شاه افشار، کلانتر اصفهان، فرزند میرزا محمد رحیم طبیب اصفهانی حکیم‌باشی شاه سلطان حسین صفوی و از اعضای خاندان حکیم سلمان بود. طبیب اصفهانی از سادات موسوی اصفهان بود. نیاکانش در روزگار شاه عباس اول صفوی از جهرم به اصفهان کو...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.