پرش به محتوای اصلی
طبیب اصفهانی طبیب اصفهانی

غزلیات

شمارهٔ ۶۳

جدا از روی تو چشمم چو خون‌فشان گردد

ز خون دل مژه‌ام شاخ ارغوان گردد

گرفته‌ام به غمش الفتی و می‌ترسم

خدا نکرده به من یار مهربان گردد

ز شادمانی وصل تواش نصیب مباد

دل فگار اگر بی‌تو شادمان گردد

قفس شکسته و از هم گسسته دام کسی

ز آشیان به چه امید سرگران گردد

مباش غافل از افتادگی جاده طبیب

ز خاکساری خود خضر کاروان گردد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶۵هرکه از خون جگر چون لاله ساغر می‌کشد
  2. شمارهٔ ۶۶ترسم که چو جانم زتن زار برآید
  3. شمارهٔ ۶۷گریه نتوانست غم را از دل بیتاب برد
  4. شمارهٔ ۶۸گفتی که با دلت غم هجران چه می‌کند
  5. شمارهٔ ۶۹گو روزگار هرچه تواند به ما کند
  6. شمارهٔ ۷۰ترک چشمش که قصد جان دارد
  7. شمارهٔ ۷۱مائیم و فراق دیده ای چند
  8. شمارهٔ ۷۲گرنه گل ناله‌ای از مرغ چمن گوش کند
همه‌ی غزلیات ←

طبیب اصفهانی درباره‌ی طبیب اصفهانی

عبدالباقی طبیب اصفهانی (درگذشته ۱۱۶۸ یا ۱۱۷۱ هجری قمری) از شعرای سبک بازگشت ایران، حکیم‌باشی نادر شاه افشار، کلانتر اصفهان، فرزند میرزا محمد رحیم طبیب اصفهانی حکیم‌باشی شاه سلطان حسین صفوی و از اعضای خاندان حکیم سلمان بود. طبیب اصفهانی از سادات موسوی اصفهان بود. نیاکانش در روزگار شاه عباس اول صفوی از جهرم به اصفهان کو...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.