پرش به محتوای اصلی
طبیب اصفهانی طبیب اصفهانی

غزلیات

شمارهٔ ۵۸

از دیده ام فکندی وهنگام آن نبود

کردی جدائی از من و شرط آنچنان نبود

ما را شبی بکوی تو ماندن گمان نبود

چندان گمان بحوصله آسمان نبود

کشتی نهانم و بتو ترسم گمان برند

بر دامن تو کاش زخونم نشان نبود

خوابت ربوده بود خیال کسی؟ که دوش

می گفتمت فسانه و گوشت بر آن نبود

کم کن جدا که دوش بمحفل ز خوی تو

بس شکوه ها که بود مرا و زبان نبود

در دم نهفته بود دریغا ببزم وصل

کاین بر زبان هیچکسم ترجمان نبود

اشکم بدیده سوخت دریغا زتاب دل

ای کاش رهزنی پی این کاروان نبود

شد قسمتم طبیب چو وصلش، اجل رسید

صد حیف زندگانی ما جاودان نبود

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶۰ساختی خوارم، به عاشق گل‌عذاران این کنند؟
  2. شمارهٔ ۶۱مرا در سینه دل چون نافه تا پرخون نخواهد شد
  3. شمارهٔ ۶۲کجا کسی غم شبهای تار من دارد
  4. شمارهٔ ۶۳جدا از روی تو چشمم چو خون‌فشان گردد
  5. شمارهٔ ۶۴صیقل دیده تر گوشه دامان باشد
  6. شمارهٔ ۶۵هرکه از خون جگر چون لاله ساغر می‌کشد
  7. شمارهٔ ۶۶ترسم که چو جانم زتن زار برآید
  8. شمارهٔ ۶۷گریه نتوانست غم را از دل بیتاب برد
همه‌ی غزلیات ←

طبیب اصفهانی درباره‌ی طبیب اصفهانی

عبدالباقی طبیب اصفهانی (درگذشته ۱۱۶۸ یا ۱۱۷۱ هجری قمری) از شعرای سبک بازگشت ایران، حکیم‌باشی نادر شاه افشار، کلانتر اصفهان، فرزند میرزا محمد رحیم طبیب اصفهانی حکیم‌باشی شاه سلطان حسین صفوی و از اعضای خاندان حکیم سلمان بود. طبیب اصفهانی از سادات موسوی اصفهان بود. نیاکانش در روزگار شاه عباس اول صفوی از جهرم به اصفهان کو...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.