پرش به محتوای اصلی
طبیب اصفهانی طبیب اصفهانی

غزلیات

شمارهٔ ۵۷

دارم نظری با گل کو روی ترا ماند

با ماه نوم عشقی است کابروی ترا ماند

مهری‌ست به خورشیدم کو همچو رخت باشد

آشفته‌ام از سنبل کو موی ترا ماند

با لاله از آنم خوش کو رنگ تو یاد آرد

از نکهت گل مستم کو بوی ترا ماند

بر نرگس این گلشن زان رو نگرانم من

کو چشم سیه‌مست جادوی ترا ماند

با سرو روانم یار پیوسته در این گلزار

کو قامت رعنا و دلجوی ترا ماند

گشتی به طبیب خویش چون گرم عتاب خشم

در آتش از آن سوزد کو خوی ترا ماند

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۹آن صبح امیدی که به دوران تو یابند
  2. شمارهٔ ۶۰ساختی خوارم، به عاشق گل‌عذاران این کنند؟
  3. شمارهٔ ۶۱مرا در سینه دل چون نافه تا پرخون نخواهد شد
  4. شمارهٔ ۶۲کجا کسی غم شبهای تار من دارد
  5. شمارهٔ ۶۳جدا از روی تو چشمم چو خون‌فشان گردد
  6. شمارهٔ ۶۴صیقل دیده تر گوشه دامان باشد
  7. شمارهٔ ۶۵هرکه از خون جگر چون لاله ساغر می‌کشد
  8. شمارهٔ ۶۶ترسم که چو جانم زتن زار برآید
همه‌ی غزلیات ←

طبیب اصفهانی درباره‌ی طبیب اصفهانی

عبدالباقی طبیب اصفهانی (درگذشته ۱۱۶۸ یا ۱۱۷۱ هجری قمری) از شعرای سبک بازگشت ایران، حکیم‌باشی نادر شاه افشار، کلانتر اصفهان، فرزند میرزا محمد رحیم طبیب اصفهانی حکیم‌باشی شاه سلطان حسین صفوی و از اعضای خاندان حکیم سلمان بود. طبیب اصفهانی از سادات موسوی اصفهان بود. نیاکانش در روزگار شاه عباس اول صفوی از جهرم به اصفهان کو...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.