پرش به محتوای اصلی
طبیب اصفهانی طبیب اصفهانی

غزلیات

شمارهٔ ۵۴

مرا بتیست که دلها ازین ستم شکند

که عهد بندد و بی موجبی بهم شکند

براه عشق توام کاش هر کجا خاری است

گهی بدیده خلد گاه بر قدم شکند

فتاده ام چو بدامت خدای را صیاد

روامدار که بال و پرم بهم شکند

بساغر دل پرخون ما چه خواهد کرد

کسی که جام جمش گردهی بهم شکند

ببزم خاص مخوان غیر را که می ترسم

از آن ستم دل خاصان محترم شکند

چمن نگر که زمانش نمیکشد تا شام

گلی که طرف کله را به صبحدم شکند

وصال گاه بگاهم بدل چه خواهد کرد

چنین که از ستم هجر دمبدم شکند

طبیب جز دل افسرده ات که پرخون است

کسی ندیده سفالی که جام جم شکند

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۶دل سوخت از شتاب و به دلبر نمی‌رسد
  2. شمارهٔ ۵۷دارم نظری با گل کو روی ترا ماند
  3. شمارهٔ ۵۸از دیده ام فکندی وهنگام آن نبود
  4. شمارهٔ ۵۹آن صبح امیدی که به دوران تو یابند
  5. شمارهٔ ۶۰ساختی خوارم، به عاشق گل‌عذاران این کنند؟
  6. شمارهٔ ۶۱مرا در سینه دل چون نافه تا پرخون نخواهد شد
  7. شمارهٔ ۶۲کجا کسی غم شبهای تار من دارد
  8. شمارهٔ ۶۳جدا از روی تو چشمم چو خون‌فشان گردد
همه‌ی غزلیات ←

طبیب اصفهانی درباره‌ی طبیب اصفهانی

عبدالباقی طبیب اصفهانی (درگذشته ۱۱۶۸ یا ۱۱۷۱ هجری قمری) از شعرای سبک بازگشت ایران، حکیم‌باشی نادر شاه افشار، کلانتر اصفهان، فرزند میرزا محمد رحیم طبیب اصفهانی حکیم‌باشی شاه سلطان حسین صفوی و از اعضای خاندان حکیم سلمان بود. طبیب اصفهانی از سادات موسوی اصفهان بود. نیاکانش در روزگار شاه عباس اول صفوی از جهرم به اصفهان کو...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.