پرش به محتوای اصلی
طبیب اصفهانی طبیب اصفهانی

غزلیات

شمارهٔ ۵۳

از خشم و کین نگاه تو کارم بجان رسد

گرنه تلافیی زنگاه نهان رسد

کم کن جفا که پیش تو حرف شکایتم

ترسم که رفته رفته زدل بر زبان رسد

در قتل ما که حسریتان شهادتیم

تأخیری می کنید مبادا امان رسد

کامی ندیده ایم از آن کو، روامباد

با دامن تهی کسی از گلستان رسد

لطفی، که هیچ کم ز تو ای چشمه حیات

ناید ز قطره ای که بلب تشنگان رسد

منشین زره طبیب که باید بکوی عشق

ما را سر نیاز بر آن آستان رسد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۵خط بر رخ یار خوش نباشد
  2. شمارهٔ ۵۶دل سوخت از شتاب و به دلبر نمی‌رسد
  3. شمارهٔ ۵۷دارم نظری با گل کو روی ترا ماند
  4. شمارهٔ ۵۸از دیده ام فکندی وهنگام آن نبود
  5. شمارهٔ ۵۹آن صبح امیدی که به دوران تو یابند
  6. شمارهٔ ۶۰ساختی خوارم، به عاشق گل‌عذاران این کنند؟
  7. شمارهٔ ۶۱مرا در سینه دل چون نافه تا پرخون نخواهد شد
  8. شمارهٔ ۶۲کجا کسی غم شبهای تار من دارد
همه‌ی غزلیات ←

طبیب اصفهانی درباره‌ی طبیب اصفهانی

عبدالباقی طبیب اصفهانی (درگذشته ۱۱۶۸ یا ۱۱۷۱ هجری قمری) از شعرای سبک بازگشت ایران، حکیم‌باشی نادر شاه افشار، کلانتر اصفهان، فرزند میرزا محمد رحیم طبیب اصفهانی حکیم‌باشی شاه سلطان حسین صفوی و از اعضای خاندان حکیم سلمان بود. طبیب اصفهانی از سادات موسوی اصفهان بود. نیاکانش در روزگار شاه عباس اول صفوی از جهرم به اصفهان کو...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.