پرش به محتوای اصلی
طبیب اصفهانی طبیب اصفهانی

غزلیات

شمارهٔ ۵۲

دو هفته شد که زمن یار سرگران دارد

بطاقتی که ندارم مگر گمان دارد

نگاه گرم برویت که می تواند کرد

چنین که روی ترا شرم در میان دارد

گر از بهشت برین دور داردم غم نیست

مباد دورم از آن خاک آستان دارد

بیا بشکور ما ای که عافیت خواهی

دیار ما نه زمین و نه آسمان دارد

بحیرتم که ز وادی گذشت یار و طبیب

هنوز چشم بدنبال کاروان دارد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۴مرا بتیست که دلها ازین ستم شکند
  2. شمارهٔ ۵۵خط بر رخ یار خوش نباشد
  3. شمارهٔ ۵۶دل سوخت از شتاب و به دلبر نمی‌رسد
  4. شمارهٔ ۵۷دارم نظری با گل کو روی ترا ماند
  5. شمارهٔ ۵۸از دیده ام فکندی وهنگام آن نبود
  6. شمارهٔ ۵۹آن صبح امیدی که به دوران تو یابند
  7. شمارهٔ ۶۰ساختی خوارم، به عاشق گل‌عذاران این کنند؟
  8. شمارهٔ ۶۱مرا در سینه دل چون نافه تا پرخون نخواهد شد
همه‌ی غزلیات ←

طبیب اصفهانی درباره‌ی طبیب اصفهانی

عبدالباقی طبیب اصفهانی (درگذشته ۱۱۶۸ یا ۱۱۷۱ هجری قمری) از شعرای سبک بازگشت ایران، حکیم‌باشی نادر شاه افشار، کلانتر اصفهان، فرزند میرزا محمد رحیم طبیب اصفهانی حکیم‌باشی شاه سلطان حسین صفوی و از اعضای خاندان حکیم سلمان بود. طبیب اصفهانی از سادات موسوی اصفهان بود. نیاکانش در روزگار شاه عباس اول صفوی از جهرم به اصفهان کو...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.