پرش به محتوای اصلی
طبیب اصفهانی طبیب اصفهانی

غزلیات

شمارهٔ ۵۱

آنان که برخسار تو چون من نگرانند

دانند که زیبائی و ای کاش ندانند

ما کام دل خود زاسیری بستانیم

از ما اگر این کنج قفس را نستانند

برخیز که خود را برسانیم بمنزل

تا مردم این قافله در خواب گرانند

ساقی قدحی قسمت ما تشنه لبان کن

زان می که حریفان همه بر خاک فشانند

غیرت جگرم سوخت شنیدم چو ز اغیار

این راز، که نامحرم آن پردگیانند

زنهار طبیب از سفر عشق میاسا

کاواره درین مرحله بس راهروانند

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۳از خشم و کین نگاه تو کارم بجان رسد
  2. شمارهٔ ۵۴مرا بتیست که دلها ازین ستم شکند
  3. شمارهٔ ۵۵خط بر رخ یار خوش نباشد
  4. شمارهٔ ۵۶دل سوخت از شتاب و به دلبر نمی‌رسد
  5. شمارهٔ ۵۷دارم نظری با گل کو روی ترا ماند
  6. شمارهٔ ۵۸از دیده ام فکندی وهنگام آن نبود
  7. شمارهٔ ۵۹آن صبح امیدی که به دوران تو یابند
  8. شمارهٔ ۶۰ساختی خوارم، به عاشق گل‌عذاران این کنند؟
همه‌ی غزلیات ←

طبیب اصفهانی درباره‌ی طبیب اصفهانی

عبدالباقی طبیب اصفهانی (درگذشته ۱۱۶۸ یا ۱۱۷۱ هجری قمری) از شعرای سبک بازگشت ایران، حکیم‌باشی نادر شاه افشار، کلانتر اصفهان، فرزند میرزا محمد رحیم طبیب اصفهانی حکیم‌باشی شاه سلطان حسین صفوی و از اعضای خاندان حکیم سلمان بود. طبیب اصفهانی از سادات موسوی اصفهان بود. نیاکانش در روزگار شاه عباس اول صفوی از جهرم به اصفهان کو...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.