پرش به محتوای اصلی
طبیب اصفهانی طبیب اصفهانی

غزلیات

شمارهٔ ۴۸

گله‌ام از تو مپندار که از دل برود

بر دلم از تو غباریست که مشکل برود

چند دل از پی اندیشه باطل برود

جای رحمست بر آنکس که پی دل برود

خلق را بیم هلاکست ومرا غم که مباد

نشود کشتی من غرق و بساحل برود

چشم مجنون بره لیلی و ترسم نکند

ساربان ره غلط و ناقه بمنزل برود

از سر لطف بدلجوئی ما آئی باز

گر بدانی ز عتاب تو چه بر دل برود

بیگنه یار مرا کشت وندانست دریغ

که مکافات چها بر سر قاتل برود

هر زمان باده از آن میدهدم باز طبیب

که شوم بی‌خبر از خویش و ز محفل برود

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۰به من از ناز نگاهش نگرید
  2. شمارهٔ ۵۱آنان که برخسار تو چون من نگرانند
  3. شمارهٔ ۵۲دو هفته شد که زمن یار سرگران دارد
  4. شمارهٔ ۵۳از خشم و کین نگاه تو کارم بجان رسد
  5. شمارهٔ ۵۴مرا بتیست که دلها ازین ستم شکند
  6. شمارهٔ ۵۵خط بر رخ یار خوش نباشد
  7. شمارهٔ ۵۶دل سوخت از شتاب و به دلبر نمی‌رسد
  8. شمارهٔ ۵۷دارم نظری با گل کو روی ترا ماند
همه‌ی غزلیات ←

طبیب اصفهانی درباره‌ی طبیب اصفهانی

عبدالباقی طبیب اصفهانی (درگذشته ۱۱۶۸ یا ۱۱۷۱ هجری قمری) از شعرای سبک بازگشت ایران، حکیم‌باشی نادر شاه افشار، کلانتر اصفهان، فرزند میرزا محمد رحیم طبیب اصفهانی حکیم‌باشی شاه سلطان حسین صفوی و از اعضای خاندان حکیم سلمان بود. طبیب اصفهانی از سادات موسوی اصفهان بود. نیاکانش در روزگار شاه عباس اول صفوی از جهرم به اصفهان کو...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.