پرش به محتوای اصلی
طبیب اصفهانی طبیب اصفهانی

غزلیات

شمارهٔ ۴۳

برکی نگرم؟ چون بتو دیدن نگذارند

وزکی شنوم، کز تو شنیدن نگذارند

ای وای بر آن مرغ گرفتار که در دام

پایش بگشایند و پریدن نگذارند

افسوس که از شربت وصل تو رقیبان

نوشند و باین خسته چشیدن نگذارند

آن لاله که بوی جگر سوخته اش نیست

از تربت ما کاش دمیدن نگذارند

تا کی بره وصل تو بی فایده کوشم

ما را چو باین کام رسیدن نگذارند

این با که توان گفت که ما را دل غمگین

خون گشته و از دیده چکیدن نگذارند

چون خاک شوم از ستم هجر تو ترسم

پای تو باین خاک رسیدن نگذارند

آنان که مرا عاشق روی تو نخوانند

آن به که مرا روی تو دیدن نگذارند

این رسم قدیمست که در صیدگه عشق

بر خاک فتد صید و تپیدن نگذارند

کافیست مرا بوئی از آن سنبل مشکین

گیرم گلی از باغ تو چیدن نگذارند

جوئی چه طبیب از خم آن زلف رهائی؟

خوش باش کزین دام رهیدن نگذارند

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۵ - نواییغمش در نهانخانهٔ دل نشیند
  2. شمارهٔ ۴۶از تو چون هر نفسم بر فلک افغان نرسد
  3. شمارهٔ ۴۷عاشقان را نگر از خاره تنی ساخته‌اند
  4. شمارهٔ ۴۸گله‌ام از تو مپندار که از دل برود
  5. شمارهٔ ۴۹روزی که دور از برم آن خوشخرام شد
  6. شمارهٔ ۵۰به من از ناز نگاهش نگرید
  7. شمارهٔ ۵۱آنان که برخسار تو چون من نگرانند
  8. شمارهٔ ۵۲دو هفته شد که زمن یار سرگران دارد
همه‌ی غزلیات ←

طبیب اصفهانی درباره‌ی طبیب اصفهانی

عبدالباقی طبیب اصفهانی (درگذشته ۱۱۶۸ یا ۱۱۷۱ هجری قمری) از شعرای سبک بازگشت ایران، حکیم‌باشی نادر شاه افشار، کلانتر اصفهان، فرزند میرزا محمد رحیم طبیب اصفهانی حکیم‌باشی شاه سلطان حسین صفوی و از اعضای خاندان حکیم سلمان بود. طبیب اصفهانی از سادات موسوی اصفهان بود. نیاکانش در روزگار شاه عباس اول صفوی از جهرم به اصفهان کو...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.