پرش به محتوای اصلی
طبیب اصفهانی طبیب اصفهانی

غزلیات

شمارهٔ ۴۲

از کین گر آن بیدادگر بر سینه‌ام خنجر زند

باد ابحل خون منش گر خنجر دیگر زند

شکرانه خواب خوشت مپسند در بیرون در

ناکرده خواب صبحدم گر حلقه‌ای بر در زند

ساقی ندانم باده‌ام داد از کدامین میکده

کامشب سفالین ساغرم صد طعنه بر کوثر زند

دل در بر مرغ حرم از رشک خون گردد اگر

بر گرد کویت طایری چون مرغ روحم پر زند

از خاک ما خونین دلان گر برزند سر لاله‌ای

چیند چو او را بیدلی گو بوسد و بر سر زند

از شوقت ای پیمان‌گسل شاید طبیب خسته‌دل

گر خیمه جان بر کند بیرون ازین کشور زند

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۴صیاد را نگر که چه بیداد می‌کند
  2. شمارهٔ ۴۵ - نواییغمش در نهانخانهٔ دل نشیند
  3. شمارهٔ ۴۶از تو چون هر نفسم بر فلک افغان نرسد
  4. شمارهٔ ۴۷عاشقان را نگر از خاره تنی ساخته‌اند
  5. شمارهٔ ۴۸گله‌ام از تو مپندار که از دل برود
  6. شمارهٔ ۴۹روزی که دور از برم آن خوشخرام شد
  7. شمارهٔ ۵۰به من از ناز نگاهش نگرید
  8. شمارهٔ ۵۱آنان که برخسار تو چون من نگرانند
همه‌ی غزلیات ←

طبیب اصفهانی درباره‌ی طبیب اصفهانی

عبدالباقی طبیب اصفهانی (درگذشته ۱۱۶۸ یا ۱۱۷۱ هجری قمری) از شعرای سبک بازگشت ایران، حکیم‌باشی نادر شاه افشار، کلانتر اصفهان، فرزند میرزا محمد رحیم طبیب اصفهانی حکیم‌باشی شاه سلطان حسین صفوی و از اعضای خاندان حکیم سلمان بود. طبیب اصفهانی از سادات موسوی اصفهان بود. نیاکانش در روزگار شاه عباس اول صفوی از جهرم به اصفهان کو...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.