پرش به محتوای اصلی
طبیب اصفهانی طبیب اصفهانی

غزلیات

شمارهٔ ۳۹

زدی بتیغم و از جبهه تو چین برخاست

باین خوشم که ترا چینی از جبین برخاست

نشست بر رخ گلها زرشگ گرد ملال

چو سنبل ترت از گرد یاسمین برخاست

مرا که ذوق اسیری کشد بصید گهی

ازین چه سود که صیاد از کمین برخاست

چه کرده ام؟ که بقصدم چو آسمان افکند

خدنگی، از دو جهان بانگ آفرین برخاست

ترحمی! که ز جور سپهر، رفته طبیب

چنان زکار، که نتواند از زمین برخاست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۱به گلشنی که ز رویت نقاب می‌افتد
  2. شمارهٔ ۴۲از کین گر آن بیدادگر بر سینه‌ام خنجر زند
  3. شمارهٔ ۴۳برکی نگرم؟ چون بتو دیدن نگذارند
  4. شمارهٔ ۴۴صیاد را نگر که چه بیداد می‌کند
  5. شمارهٔ ۴۵ - نواییغمش در نهانخانهٔ دل نشیند
  6. شمارهٔ ۴۶از تو چون هر نفسم بر فلک افغان نرسد
  7. شمارهٔ ۴۷عاشقان را نگر از خاره تنی ساخته‌اند
  8. شمارهٔ ۴۸گله‌ام از تو مپندار که از دل برود
همه‌ی غزلیات ←

طبیب اصفهانی درباره‌ی طبیب اصفهانی

عبدالباقی طبیب اصفهانی (درگذشته ۱۱۶۸ یا ۱۱۷۱ هجری قمری) از شعرای سبک بازگشت ایران، حکیم‌باشی نادر شاه افشار، کلانتر اصفهان، فرزند میرزا محمد رحیم طبیب اصفهانی حکیم‌باشی شاه سلطان حسین صفوی و از اعضای خاندان حکیم سلمان بود. طبیب اصفهانی از سادات موسوی اصفهان بود. نیاکانش در روزگار شاه عباس اول صفوی از جهرم به اصفهان کو...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.