پرش به محتوای اصلی
طبیب اصفهانی طبیب اصفهانی

غزلیات

شمارهٔ ۴۰

ما وشکن دامی و فریاد و دگر هیچ

فریاد زبی رحمی صیاد و دگر هیچ

صیاد جفا پیشه اسیران قفس را

ایکاش دهد رخصت فریاد و دگر هیچ

در خلوت دل پرده نشین نیست بجز تو

آسوده در ین پرده پریزاد و دگر هیچ

از خاطر مجنون مطلب جز غم لیلی

شیرین بود اندیشه فرهاد و دگر هیچ

غم ماند و دل از جلوه حسن تو ز جا رفت

این سیل برد خانه ز بنیاد و دگر هیچ

ای آنکه ز خونین جگرانت خبری نیست

تا کی کنی از بلهوسان یاد و دگر هیچ

زان گه که طبیب انجمن افروز نشاطست

مائیم و همین خاطر ناشاد و دگر هیچ

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۲از کین گر آن بیدادگر بر سینه‌ام خنجر زند
  2. شمارهٔ ۴۳برکی نگرم؟ چون بتو دیدن نگذارند
  3. شمارهٔ ۴۴صیاد را نگر که چه بیداد می‌کند
  4. شمارهٔ ۴۵ - نواییغمش در نهانخانهٔ دل نشیند
  5. شمارهٔ ۴۶از تو چون هر نفسم بر فلک افغان نرسد
  6. شمارهٔ ۴۷عاشقان را نگر از خاره تنی ساخته‌اند
  7. شمارهٔ ۴۸گله‌ام از تو مپندار که از دل برود
  8. شمارهٔ ۴۹روزی که دور از برم آن خوشخرام شد
همه‌ی غزلیات ←

طبیب اصفهانی درباره‌ی طبیب اصفهانی

عبدالباقی طبیب اصفهانی (درگذشته ۱۱۶۸ یا ۱۱۷۱ هجری قمری) از شعرای سبک بازگشت ایران، حکیم‌باشی نادر شاه افشار، کلانتر اصفهان، فرزند میرزا محمد رحیم طبیب اصفهانی حکیم‌باشی شاه سلطان حسین صفوی و از اعضای خاندان حکیم سلمان بود. طبیب اصفهانی از سادات موسوی اصفهان بود. نیاکانش در روزگار شاه عباس اول صفوی از جهرم به اصفهان کو...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.