پرش به محتوای اصلی
طبیب اصفهانی طبیب اصفهانی

غزلیات

شمارهٔ ۳۷

رفت حسن تو و عشقت بدل من باقیست

رونق افتاده از آن گلشن و گلخن باقیست

از فراق تو از آن روی ننالم که هنوز

شربت وصل ترا وقت چشیدن باقیست

مردم دیده ام از حسرت رویت بازست

خانه با خاک برابر شد و روزن باقیست

زندگی بار سفر بست و هوس بازبجاست

کاروان رفت ازین منزل و برزن باقیست

رمقی نیست بتن بسمل ما را که همان

در دلش حسرت در خاک تپیدن باقیست

از زبان گرچه فتادم، خبرم بازمگیر

تاب گفتار نه و ذوق شنیدن باقیست

کی شوم از تو تسلی به نگاهی هیهات

حسرت روی توام تا دم مردن باقیست

میوه باغ تو شد قسمت اغیار و مرا

هوس میوه ای از باغ تو چیدن باقیست

میبرد بخت بمیخانه ام امروز طبیب

که نه ساقی نه قدح نه می روشن باقیست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۹زدی بتیغم و از جبهه تو چین برخاست
  2. شمارهٔ ۴۰ما وشکن دامی و فریاد و دگر هیچ
  3. شمارهٔ ۴۱به گلشنی که ز رویت نقاب می‌افتد
  4. شمارهٔ ۴۲از کین گر آن بیدادگر بر سینه‌ام خنجر زند
  5. شمارهٔ ۴۳برکی نگرم؟ چون بتو دیدن نگذارند
  6. شمارهٔ ۴۴صیاد را نگر که چه بیداد می‌کند
  7. شمارهٔ ۴۵ - نواییغمش در نهانخانهٔ دل نشیند
  8. شمارهٔ ۴۶از تو چون هر نفسم بر فلک افغان نرسد
همه‌ی غزلیات ←

طبیب اصفهانی درباره‌ی طبیب اصفهانی

عبدالباقی طبیب اصفهانی (درگذشته ۱۱۶۸ یا ۱۱۷۱ هجری قمری) از شعرای سبک بازگشت ایران، حکیم‌باشی نادر شاه افشار، کلانتر اصفهان، فرزند میرزا محمد رحیم طبیب اصفهانی حکیم‌باشی شاه سلطان حسین صفوی و از اعضای خاندان حکیم سلمان بود. طبیب اصفهانی از سادات موسوی اصفهان بود. نیاکانش در روزگار شاه عباس اول صفوی از جهرم به اصفهان کو...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.