پرش به محتوای اصلی
طبیب اصفهانی طبیب اصفهانی

غزلیات

شمارهٔ ۳۱

رفتم و برگشتنم دیگر بکوی یار نیست

رفتنم از کوی او این بار چون هر بار نیست

گر روم کمتر بکویش به که در کویش مرا

باعث خواری بجز آمد شد بسیار نیست

ریخت از گلبن گل و افغان که ما را باغبان

رخصت نظاره داد اکنون که گل دربار نیست

مشت خاکی کز پس عهدی فشاندی بر سرم

می شناسم ای صبا، از آستان یار نیست

ای خوش آن شوقی که هر کس حلقه ای بر در زند

درگمان افتم که آمد یار و دانم یار نیست

آه ازین حسرت که از بیداد درد دل طبیب

شکوه ها دارم نهان و جرأت اظهار نیست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۳چو خنجر ستم آن ترک لشگری برداشت
  2. شمارهٔ ۳۴چون رحمتت فزاید بر عذرخواهی ای دوست
  3. شمارهٔ ۳۵کسی راه غمش را سر نبردست
  4. شمارهٔ ۳۶در حلقه خوبان چو تو یک عربده‌جو نیست
  5. شمارهٔ ۳۷رفت حسن تو و عشقت بدل من باقیست
  6. شمارهٔ ۳۸چو بگذری به تل عاشقان دکانی هست
  7. شمارهٔ ۳۹زدی بتیغم و از جبهه تو چین برخاست
  8. شمارهٔ ۴۰ما وشکن دامی و فریاد و دگر هیچ
همه‌ی غزلیات ←

طبیب اصفهانی درباره‌ی طبیب اصفهانی

عبدالباقی طبیب اصفهانی (درگذشته ۱۱۶۸ یا ۱۱۷۱ هجری قمری) از شعرای سبک بازگشت ایران، حکیم‌باشی نادر شاه افشار، کلانتر اصفهان، فرزند میرزا محمد رحیم طبیب اصفهانی حکیم‌باشی شاه سلطان حسین صفوی و از اعضای خاندان حکیم سلمان بود. طبیب اصفهانی از سادات موسوی اصفهان بود. نیاکانش در روزگار شاه عباس اول صفوی از جهرم به اصفهان کو...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.