پرش به محتوای اصلی
طبیب اصفهانی طبیب اصفهانی

غزلیات

شمارهٔ ۳۲

ما را که با تو غیر وفا در میانه نیست

بی جرم می کشی تو و هیچت بهانه نیست

از دل کدام شب که مرا خون روانه نیست

باشم شهید عشق وجزاینم نشانه نیست

شادم زبی تعلقی خود که در چمن

هرگز مرا بشاخ گلی آشیانه نیست

هر چند دست و پا زند وتا کجا رسد

غرقه درین محیط که هیچش کرانه نیست

نازش ز حد گذشته و گرنه کدام شب

صد کاروان اشگ بکویش روانه نیست

مارا مدام ذوق اسیری فکنده است

ورنه غبار خاطر ما آب ودانه نیست

گرد آوریم مشت خسی از حریم باغ

خاری که می کشیم پی آشیانه نیست

مشکل طبیب در دلش آهت اثر کند

کاین آتش نهفته هنوزش زبانه نیست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۴چون رحمتت فزاید بر عذرخواهی ای دوست
  2. شمارهٔ ۳۵کسی راه غمش را سر نبردست
  3. شمارهٔ ۳۶در حلقه خوبان چو تو یک عربده‌جو نیست
  4. شمارهٔ ۳۷رفت حسن تو و عشقت بدل من باقیست
  5. شمارهٔ ۳۸چو بگذری به تل عاشقان دکانی هست
  6. شمارهٔ ۳۹زدی بتیغم و از جبهه تو چین برخاست
  7. شمارهٔ ۴۰ما وشکن دامی و فریاد و دگر هیچ
  8. شمارهٔ ۴۱به گلشنی که ز رویت نقاب می‌افتد
همه‌ی غزلیات ←

طبیب اصفهانی درباره‌ی طبیب اصفهانی

عبدالباقی طبیب اصفهانی (درگذشته ۱۱۶۸ یا ۱۱۷۱ هجری قمری) از شعرای سبک بازگشت ایران، حکیم‌باشی نادر شاه افشار، کلانتر اصفهان، فرزند میرزا محمد رحیم طبیب اصفهانی حکیم‌باشی شاه سلطان حسین صفوی و از اعضای خاندان حکیم سلمان بود. طبیب اصفهانی از سادات موسوی اصفهان بود. نیاکانش در روزگار شاه عباس اول صفوی از جهرم به اصفهان کو...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.