پرش به محتوای اصلی
طبیب اصفهانی طبیب اصفهانی

غزلیات

شمارهٔ ۳۳

چو خنجر ستم آن ترک لشگری برداشت

دلم ستم‌کشی و او ستمگری برداشت

منم که روز ازل از من آسمان و زمین

محبت پدری مهر مادری برداشت

خوشم به‌ضعف تن اما فغان که صیادم

ز صید من نظر از عیب لاغری برداشت

ز سنگ حادثه ایمن شود کسی که به‌تن

نهال هستی او ننگ بی‌بری برداشت

به‌حیرتم که ز آوارگی چه دید که خضر

گذاشت پیروی از دست و رهبری برداشت

به‌ملک حسن بت ماست خواجه‌ای که نظر

ز بندگان ز غرور توانگری برداشت

گهر فروش دل من طبیب گاه سخن

چه ناله‌ها که ز انصاف مشتری برداشت

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۵کسی راه غمش را سر نبردست
  2. شمارهٔ ۳۶در حلقه خوبان چو تو یک عربده‌جو نیست
  3. شمارهٔ ۳۷رفت حسن تو و عشقت بدل من باقیست
  4. شمارهٔ ۳۸چو بگذری به تل عاشقان دکانی هست
  5. شمارهٔ ۳۹زدی بتیغم و از جبهه تو چین برخاست
  6. شمارهٔ ۴۰ما وشکن دامی و فریاد و دگر هیچ
  7. شمارهٔ ۴۱به گلشنی که ز رویت نقاب می‌افتد
  8. شمارهٔ ۴۲از کین گر آن بیدادگر بر سینه‌ام خنجر زند
همه‌ی غزلیات ←

طبیب اصفهانی درباره‌ی طبیب اصفهانی

عبدالباقی طبیب اصفهانی (درگذشته ۱۱۶۸ یا ۱۱۷۱ هجری قمری) از شعرای سبک بازگشت ایران، حکیم‌باشی نادر شاه افشار، کلانتر اصفهان، فرزند میرزا محمد رحیم طبیب اصفهانی حکیم‌باشی شاه سلطان حسین صفوی و از اعضای خاندان حکیم سلمان بود. طبیب اصفهانی از سادات موسوی اصفهان بود. نیاکانش در روزگار شاه عباس اول صفوی از جهرم به اصفهان کو...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.