پرش به محتوای اصلی
طبیب اصفهانی طبیب اصفهانی

غزلیات

شمارهٔ ۲۸

دلتنگم و پرواز گلستان هوسم نیست

گلزار به آسایش کنج قفسم نیست

می گریم و چون شمع امیدی ز کسم نیست

می نالم ومانند جرس دادرسم نیست

در هجر تو بایست که یک عمر بنالم

افسوس که از ضعف بجز یک نفسم نیست

گرم است ز بس صحبت دستم بگریبان

مخمورم و بر ساغر می دسترسم نیست

بر هم زدم از ذوق اسیری پروبالی

ورنه سر پرواز ز کنج قفسم نیست

چیند همه کس دامن گل زین چمن و من

چون غنچه بجز چیدن دامان هوسم نیست

از قطره شبنم ز گلستان چه درآید

از بهر تماشای تو این دیده بسم نیست

دل،بسکه طبیب، از غم عشقش شده روشن

بر خاطر آئینه غبار از نفسم نیست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۰هر دم بگوشه ای ز خیالت وطن گرفت
  2. شمارهٔ ۳۱رفتم و برگشتنم دیگر بکوی یار نیست
  3. شمارهٔ ۳۲ما را که با تو غیر وفا در میانه نیست
  4. شمارهٔ ۳۳چو خنجر ستم آن ترک لشگری برداشت
  5. شمارهٔ ۳۴چون رحمتت فزاید بر عذرخواهی ای دوست
  6. شمارهٔ ۳۵کسی راه غمش را سر نبردست
  7. شمارهٔ ۳۶در حلقه خوبان چو تو یک عربده‌جو نیست
  8. شمارهٔ ۳۷رفت حسن تو و عشقت بدل من باقیست
همه‌ی غزلیات ←

طبیب اصفهانی درباره‌ی طبیب اصفهانی

عبدالباقی طبیب اصفهانی (درگذشته ۱۱۶۸ یا ۱۱۷۱ هجری قمری) از شعرای سبک بازگشت ایران، حکیم‌باشی نادر شاه افشار، کلانتر اصفهان، فرزند میرزا محمد رحیم طبیب اصفهانی حکیم‌باشی شاه سلطان حسین صفوی و از اعضای خاندان حکیم سلمان بود. طبیب اصفهانی از سادات موسوی اصفهان بود. نیاکانش در روزگار شاه عباس اول صفوی از جهرم به اصفهان کو...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.