پرش به محتوای اصلی
طبیب اصفهانی طبیب اصفهانی

غزلیات

شمارهٔ ۲۷

کاروان عشق را بانگ درای دیگرست

گوش ما بر ناله دردآشنای دیگرست

بر دل تنگم در فیضی است هر زخم ستم

بر تنم هر داغ باغ دلگشای دیگرست

شمع ما را از نسیم صبحدم اندیشه نیست

روشنائی، محفل ما را ز جای دیگرست

زندگی بی آه و اشگم نیست ممکن همچو شمع

در دیار عاشقان آب و هوای دیگرست

صید لاغر را کنند آزاد، حیرانم چرا

هر قدم در راه من دام بلای دیگرست

هر چه میکاهد زتن، بر روح افزاید طبیب

در جهان نیستی نشو و نمای دیگرست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۹می‌رسد یار و دریغا سر و سامانم نیست
  2. شمارهٔ ۳۰هر دم بگوشه ای ز خیالت وطن گرفت
  3. شمارهٔ ۳۱رفتم و برگشتنم دیگر بکوی یار نیست
  4. شمارهٔ ۳۲ما را که با تو غیر وفا در میانه نیست
  5. شمارهٔ ۳۳چو خنجر ستم آن ترک لشگری برداشت
  6. شمارهٔ ۳۴چون رحمتت فزاید بر عذرخواهی ای دوست
  7. شمارهٔ ۳۵کسی راه غمش را سر نبردست
  8. شمارهٔ ۳۶در حلقه خوبان چو تو یک عربده‌جو نیست
همه‌ی غزلیات ←

طبیب اصفهانی درباره‌ی طبیب اصفهانی

عبدالباقی طبیب اصفهانی (درگذشته ۱۱۶۸ یا ۱۱۷۱ هجری قمری) از شعرای سبک بازگشت ایران، حکیم‌باشی نادر شاه افشار، کلانتر اصفهان، فرزند میرزا محمد رحیم طبیب اصفهانی حکیم‌باشی شاه سلطان حسین صفوی و از اعضای خاندان حکیم سلمان بود. طبیب اصفهانی از سادات موسوی اصفهان بود. نیاکانش در روزگار شاه عباس اول صفوی از جهرم به اصفهان کو...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.