پرش به محتوای اصلی
طبیب اصفهانی طبیب اصفهانی

غزلیات

شمارهٔ ۲۶

هر کسی را که چو من دیده خونباری هست

می توان یافت که در پای دلش خاری هست

دلخراش است دگر ناله مرغان چمن

در خم دام مگر تازه گرفتاری هست

قفس ای کاش که بر شاخ گلی آویزند

بلبلی را که بدان حسرت گلزاری هست

مایه ریزش او می رسد از عالم غیب

هر کرا همچو صدف دست گهرباری هست

نیست از ضعف مرا قوت گفتار طبیب

من گرفتم که برش قوت گفتاری هست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۸دلتنگم و پرواز گلستان هوسم نیست
  2. شمارهٔ ۲۹می‌رسد یار و دریغا سر و سامانم نیست
  3. شمارهٔ ۳۰هر دم بگوشه ای ز خیالت وطن گرفت
  4. شمارهٔ ۳۱رفتم و برگشتنم دیگر بکوی یار نیست
  5. شمارهٔ ۳۲ما را که با تو غیر وفا در میانه نیست
  6. شمارهٔ ۳۳چو خنجر ستم آن ترک لشگری برداشت
  7. شمارهٔ ۳۴چون رحمتت فزاید بر عذرخواهی ای دوست
  8. شمارهٔ ۳۵کسی راه غمش را سر نبردست
همه‌ی غزلیات ←

طبیب اصفهانی درباره‌ی طبیب اصفهانی

عبدالباقی طبیب اصفهانی (درگذشته ۱۱۶۸ یا ۱۱۷۱ هجری قمری) از شعرای سبک بازگشت ایران، حکیم‌باشی نادر شاه افشار، کلانتر اصفهان، فرزند میرزا محمد رحیم طبیب اصفهانی حکیم‌باشی شاه سلطان حسین صفوی و از اعضای خاندان حکیم سلمان بود. طبیب اصفهانی از سادات موسوی اصفهان بود. نیاکانش در روزگار شاه عباس اول صفوی از جهرم به اصفهان کو...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.