پرش به محتوای اصلی
طبیب اصفهانی طبیب اصفهانی

غزلیات

شمارهٔ ۲۳

از حال ما چه پرسی ای بی‌وفا که چون است؟

دارم دلِ خرابی، از غُصِّهٔ تو، خون است

از شُغْلِ می‌پرستی بازَم مَدار ناصح!

چون عشق، کامل افتاد همسایهٔ جنون است

هرگز به دل ندارم کین از جفایِ دشمن

گر وی درو نماند این کاسه سرنگون است

دارد «طبیب»، عشقی، پیداست از سرشگش

از پردهٔ دل آید اشگی که لاله‌گون است

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۵سینه گرم و مژه خونبار و سحر نزدیک است
  2. شمارهٔ ۲۶هر کسی را که چو من دیده خونباری هست
  3. شمارهٔ ۲۷کاروان عشق را بانگ درای دیگرست
  4. شمارهٔ ۲۸دلتنگم و پرواز گلستان هوسم نیست
  5. شمارهٔ ۲۹می‌رسد یار و دریغا سر و سامانم نیست
  6. شمارهٔ ۳۰هر دم بگوشه ای ز خیالت وطن گرفت
  7. شمارهٔ ۳۱رفتم و برگشتنم دیگر بکوی یار نیست
  8. شمارهٔ ۳۲ما را که با تو غیر وفا در میانه نیست
همه‌ی غزلیات ←

طبیب اصفهانی درباره‌ی طبیب اصفهانی

عبدالباقی طبیب اصفهانی (درگذشته ۱۱۶۸ یا ۱۱۷۱ هجری قمری) از شعرای سبک بازگشت ایران، حکیم‌باشی نادر شاه افشار، کلانتر اصفهان، فرزند میرزا محمد رحیم طبیب اصفهانی حکیم‌باشی شاه سلطان حسین صفوی و از اعضای خاندان حکیم سلمان بود. طبیب اصفهانی از سادات موسوی اصفهان بود. نیاکانش در روزگار شاه عباس اول صفوی از جهرم به اصفهان کو...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.