پرش به محتوای اصلی
طبیب اصفهانی طبیب اصفهانی

غزلیات

شمارهٔ ۲۲

عشقم آتش زد و از وی اثری پیدا نیست

وه ازین آتش پنهان شرری پیدا نیست

به خدنگم چو زدی سینهٔ گرمم مشکاف

که ز پیکان تو در دل اثری پیدا نیست

شمع آخر شد و پروانه ز پرواز نشست

چه کنم آه شبم را سحری پیدا نیست

بخت بدبین که اسیریم به کاخی که در او

رخنه‌ای نیست هویدا و دری پیدا نیست

همه عشاق ز خونین‌جگرانند و چو من

زآن همه عاشق خونین‌جگری پیدا نیست

رحمتی کن تو درین بادیه ای ابر عطا

به زلال تو ز من تشنه‌تری پیدا نیست

زورق افکندم و امید سلامت دارم

در محیطی که ز ساحل اثری پیدا نیست

تو چو خورشید جهان‌تابی و در کشور حسن

جلوه کن جلوه که چون تو دگری پیدا نیست

گشته سرگرم طواف حرم، آتش‌نفسی

که ز مرغان حرم بال و پری پیدا نیست

بس گهر ریخته در مخزن اندیشه ولی

چون خیال تو گرامی گهری پیدا نیست

هر کسی کشت نهالی و بری داد طبیب

کشتهٔ ماست که او را ثمری پیدا نیست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۴بَرگیر مِهْر از آن‌که به کامِ دلِ تو نیست
  2. شمارهٔ ۲۵سینه گرم و مژه خونبار و سحر نزدیک است
  3. شمارهٔ ۲۶هر کسی را که چو من دیده خونباری هست
  4. شمارهٔ ۲۷کاروان عشق را بانگ درای دیگرست
  5. شمارهٔ ۲۸دلتنگم و پرواز گلستان هوسم نیست
  6. شمارهٔ ۲۹می‌رسد یار و دریغا سر و سامانم نیست
  7. شمارهٔ ۳۰هر دم بگوشه ای ز خیالت وطن گرفت
  8. شمارهٔ ۳۱رفتم و برگشتنم دیگر بکوی یار نیست
همه‌ی غزلیات ←

طبیب اصفهانی درباره‌ی طبیب اصفهانی

عبدالباقی طبیب اصفهانی (درگذشته ۱۱۶۸ یا ۱۱۷۱ هجری قمری) از شعرای سبک بازگشت ایران، حکیم‌باشی نادر شاه افشار، کلانتر اصفهان، فرزند میرزا محمد رحیم طبیب اصفهانی حکیم‌باشی شاه سلطان حسین صفوی و از اعضای خاندان حکیم سلمان بود. طبیب اصفهانی از سادات موسوی اصفهان بود. نیاکانش در روزگار شاه عباس اول صفوی از جهرم به اصفهان کو...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.