پرش به محتوای اصلی
طبیب اصفهانی

طبیب اصفهانی

غزلیات

۱۶۵ شعر

فهرست اشعار

  1. شمارهٔ ۱۲۱ نمودی گاه زلف عنبرین گه خال مشکینم
  2. شمارهٔ ۱۲۲ حکایت‌ها که بعد از من تو خواهی گفت با خاکم
  3. شمارهٔ ۱۲۳ نیست مهر تو متاعی که به جان بفروشم
  4. شمارهٔ ۱۲۴ خاک درت به مژگان خوش آنکه رُفته باشم
  5. شمارهٔ ۱۲۵ به این خوشم که ز دردت به دیده خواب ندارم
  6. شمارهٔ ۱۲۶ بس که دیدم سست‌عهدی از تو دل برداشتم
  7. شمارهٔ ۱۲۷ غافل مشو از حال من بی‌سروسامان
  8. شمارهٔ ۱۲۸ نهانی رازهای دوستداران
  9. شمارهٔ ۱۲۹ نگارینا دل پر درد من بین
  10. شمارهٔ ۱۳۰ هر کرا یاری برای خویشتن
  11. شمارهٔ ۱۳۱ دل می برد دل ای هوشمندان
  12. شمارهٔ ۱۳۲ زبیدادت ننالد چون دل من؟
  13. شمارهٔ ۱۳۳ از سر کوی تو دردا که من دلنگران
  14. شمارهٔ ۱۳۴ خفتن نتوان درین گلستان
  15. شمارهٔ ۱۳۵ چه خوشست از تو گاهی مژه نیم باز کردن
  16. شمارهٔ ۱۳۶ جانا در انتظار تو شد روزگار من
  17. شمارهٔ ۱۳۷ اگر از حال ما پرسی بپرس از طرّهٔ جانان
  18. شمارهٔ ۱۳۸ از بَرَت کی من به این الفت جدا خواهم شدن
  19. شمارهٔ ۱۳۹ بر من نیندازد نظر، بی اعتباری را ببین
  20. شمارهٔ ۱۴۰ شب چو بمیرم بسر کوی تو
  21. شمارهٔ ۱۴۱ دارم به چمن چه کار، بی تو
  22. شمارهٔ ۱۴۲ یاد آر ای که فارغ، در محملی نشسته
  23. شمارهٔ ۱۴۳ از نفس گرم من عالمی افروخته
  24. شمارهٔ ۱۴۴ آرد شبیخون چون هجرت ای ماه
  25. شمارهٔ ۱۴۵ شدیم پیر و به دل داغ آن جوان مانده
  26. شمارهٔ ۱۴۶ ای که بر خاک شهیدان گذر انداخته‌ای
  27. شمارهٔ ۱۴۷ از ما نهفته با دگران یار بوده‌ای
  28. شمارهٔ ۱۴۸ از ما درین گلستان جویند گر نشانی
  29. شمارهٔ ۱۴۹ از باده عشرت تو و رخسار چو ماهی
  30. شمارهٔ ۱۵۰ از می لعل بکف تا دو سه جامی داری
  31. شمارهٔ ۱۵۱ به صید جسته از دامی چه خوش می‌گفت صیّادی
  32. شمارهٔ ۱۵۲ به ساقی گفت در میخانه مستی
  33. شمارهٔ ۱۵۳ ببخشا ای که میر کاروانی
  34. شمارهٔ ۱۵۴ تو که ای امیر داری ز سراغ من فراغی
  35. شمارهٔ ۱۵۵ چو باشد مایل بیداد شاهی
  36. شمارهٔ ۱۵۶ چنین که با غم گرفته‌ام خو مخوان به بزمم به میگساری
  37. شمارهٔ ۱۵۷ حیف از تو که ارباب سخن را نشناسی
  38. شمارهٔ ۱۵۸ دلی دارم که دارد اضطرابی
  39. شمارهٔ ۱۵۹ رفتند همرهان و تو در فکر منزلی
  40. شمارهٔ ۱۶۰ زصید من چه شود گر عنان بگردانی
  41. شمارهٔ ۱۶۱ ز نکوئی آنچه باید همه را تمام داری
  42. شمارهٔ ۱۶۲ کردیم شبی روز غریبانه بدامی
  43. شمارهٔ ۱۶۳ مشکل که دهد دست مرا با تو وصالی
  44. شمارهٔ ۱۶۴ مسلمانان مرا حال تباهی
  45. شمارهٔ ۱۶۵ یاد آر ای ستمگر از حال خاکساری

متن اشعار به نقل از گنجور.