فهرست اشعار
- شمارهٔ ۶۱ مرا در سینه دل چون نافه تا پرخون نخواهد شد
- شمارهٔ ۶۲ کجا کسی غم شبهای تار من دارد
- شمارهٔ ۶۳ جدا از روی تو چشمم چو خونفشان گردد
- شمارهٔ ۶۴ صیقل دیده تر گوشه دامان باشد
- شمارهٔ ۶۵ هرکه از خون جگر چون لاله ساغر میکشد
- شمارهٔ ۶۶ ترسم که چو جانم زتن زار برآید
- شمارهٔ ۶۷ گریه نتوانست غم را از دل بیتاب برد
- شمارهٔ ۶۸ گفتی که با دلت غم هجران چه میکند
- شمارهٔ ۶۹ گو روزگار هرچه تواند به ما کند
- شمارهٔ ۷۰ ترک چشمش که قصد جان دارد
- شمارهٔ ۷۱ مائیم و فراق دیده ای چند
- شمارهٔ ۷۲ گرنه گل نالهای از مرغ چمن گوش کند
- شمارهٔ ۷۳ تا قیامت دمد از خاک من خون آلود
- شمارهٔ ۷۴ آنان که در طلب به پی دل نمیرسند
- شمارهٔ ۷۵ من آن صیدم که از ضعفم نفس بیرون نمیآید
- شمارهٔ ۷۶ فریاد من به چرخ نه هردم نمیرسد
- شمارهٔ ۷۷ نه همین زآتش عشقت دل ما میسوزد
- شمارهٔ ۷۸ مرغی که بکوی تو ز پرواز نشیند
- شمارهٔ ۷۹ در آن گلشن که گلچین در به روی باغبان بندد
- شمارهٔ ۸۰ از آن آهم ز دل مشکل برآید
- شمارهٔ ۸۱ کدام شب که فغانم به آسمان نرسد
- شمارهٔ ۸۲ زبامی چو بینم که ماهی برآید
- شمارهٔ ۸۳ مرا کام دل گر ز یاری برآید
- شمارهٔ ۸۴ میرود از خویش دل چون دیده حیران میشود
- شمارهٔ ۸۵ تا به دلجویی من لعل تو خندان نشود
- شمارهٔ ۸۶ هرگز به یاد ما زر و گوهر نمیرسد
- شمارهٔ ۸۷ گفتی از جور فراقت چه به من میگذرد
- شمارهٔ ۸۸ قسمتم کاش به آن کوی کشد دیگر بار
- شمارهٔ ۸۹ به دل دارم غم عشقی نهان از محرمان خوشتر
- شمارهٔ ۹۰ قسمتم گرمی بازار نگردد هرگز
- شمارهٔ ۹۱ ز پا فتادم و رویم بمنزلست هنوز
- شمارهٔ ۹۲ دل عاشق نمیگردد به راحت مهربان هرگز
- شمارهٔ ۹۳ صید دلم که باشد ازو خون روان هنوز
- شمارهٔ ۹۴ هر چند بر آن عارض گلگون نگرد کس
- شمارهٔ ۹۵ چون ناله ز جور تو ستمگر نکند کس؟
- شمارهٔ ۹۶ تیغ از میان بقصد من ناتوان مکش
- شمارهٔ ۹۷ چه دامست این که هر مرغی که میگردد گرفتارش
- شمارهٔ ۹۸ به من آن بیوفا یارب که بادا خاطر شادش
- شمارهٔ ۹۹ سر منزل سلمی که منم دل نگرانش
- شمارهٔ ۱۰۰ زد مرا زخمی و از پیش نظر بگذشت حیف
- شمارهٔ ۱۰۱ نگشاید دلم از وصل به هجران نزدیک
- شمارهٔ ۱۰۲ سوی تو عجب نیست اگر میکشدم دل
- شمارهٔ ۱۰۳ چه خواهد شد اگر سلطان دهد گوشی به فرمانم
- شمارهٔ ۱۰۴ در دل اگر باشدم غیر وصال توکام
- شمارهٔ ۱۰۵ مپسند از درت ای دوست غمین برخیزم
- شمارهٔ ۱۰۶ از سر زلف نگاری دو سه تاری دارم
- شمارهٔ ۱۰۷ صبح محشر که من از خواب گران برخیزم
- شمارهٔ ۱۰۸ چون شکوه از جفای تو بنیاد میکنم
- شمارهٔ ۱۰۹ رحمی، رحمی که از کنارم
- شمارهٔ ۱۱۰ ما غمزدگان چون زدل آهنگ برآریم
- شمارهٔ ۱۱۱ ز هجرانت سخن هرشب که با دل در میان دارم
- شمارهٔ ۱۱۲ بیتو خود را بس که از تاب و توان انداختم
- شمارهٔ ۱۱۳ به صد بلا ز غمت گرچه مبتلا شدهام
- شمارهٔ ۱۱۴ شب شد که شکوه ها ز دل تنگ برکنیم
- شمارهٔ ۱۱۵ گذارد کی مرا سودای عشق از جوش بنشینم
- شمارهٔ ۱۱۶ بهتر آنست که پا از سر بازار کشم
- شمارهٔ ۱۱۷ جز این که در فراق تو خاکی بسر کنم
- شمارهٔ ۱۱۸ خوش آن خلوت که چون آیی به روی غیر در بندم
- شمارهٔ ۱۱۹ چه خونها در دل ایام کردیم
- شمارهٔ ۱۲۰ آنکه پیوسته به رویت نگرانست، منم
متن اشعار به نقل از گنجور.