پرش به محتوای اصلی
طبیب اصفهانی طبیب اصفهانی

غزلیات

شمارهٔ ۱

منزل بسی دور و بپا ما را شکسته خارها

واماندگان را مهلتی ای کاروان سالارها

آگه زرنج بادیه باشند واپس ماندگان

محمل نشینان را چه غم باشد ز زخم خارها

هر کس که در این کاروان فهمد زبان عشق را

داند که در بانگ جرس پنهان بود گفتارها

گو باغبان بر روی ما بندد در گلزار را

ما را نگاهی بس بود از رخنه دیوارها

با این قد رعنا اگر برطرف گلشن بگذری

بندد ز طوق قمریان سرو چمن زنارها

عمری طبیب از گفتگو خاموش بودم این زمان

شد آب از سوز دلم مهر لب اظهارها

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳جا در صف عشاق مده اهل هوس را
  2. شمارهٔ ۴چو خواهم با سگانش گرم سازم آشنائی را
  3. شمارهٔ ۵چون از طرف چمن آن سر و سیمین‌بر شود پیدا
  4. شمارهٔ ۶از هجر بت یگانه ما
  5. شمارهٔ ۷نیست هرگز به بد و نیک جهان کار مرا
  6. شمارهٔ ۸دارد به سحر دعا اثرها
  7. شمارهٔ ۹به همواری تهی کن از غم لیلی‌وَشان دل را
  8. شمارهٔ ۱۰چو نیست دسترسم آنکه بوسم آن پا را
همه‌ی غزلیات ←

طبیب اصفهانی درباره‌ی طبیب اصفهانی

عبدالباقی طبیب اصفهانی (درگذشته ۱۱۶۸ یا ۱۱۷۱ هجری قمری) از شعرای سبک بازگشت ایران، حکیم‌باشی نادر شاه افشار، کلانتر اصفهان، فرزند میرزا محمد رحیم طبیب اصفهانی حکیم‌باشی شاه سلطان حسین صفوی و از اعضای خاندان حکیم سلمان بود. طبیب اصفهانی از سادات موسوی اصفهان بود. نیاکانش در روزگار شاه عباس اول صفوی از جهرم به اصفهان کو...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.