فهرست اشعار
- شمارهٔ ۳۶۱ یار من درد و کبابم دل و می خون جگر
- شمارهٔ ۳۶۲ در جهانی کاو متاع فخر او باشد غرور
- شمارهٔ ۳۶۳ خدا حاضر خدا ناظر چه در باطن چه در ظاهر
- شمارهٔ ۳۶۴ در نگاه بت خودکام نمی باشد مهر
- شمارهٔ ۳۶۵ صبحدم تا شده بیرون ز افق، خاور مهر
- شمارهٔ ۳۶۶ چو آب در دل هر سنگدل برو جا گیر
- شمارهٔ ۳۶۷ بشنوید این نکته را ای اهل راز
- شمارهٔ ۳۶۸ خوابیده مست و بیخود امروز در بر ناز
- شمارهٔ ۳۶۹ به هوس باز جوان پیر نگردد هرگز
- شمارهٔ ۳۷۰ عهد کردم ز جهان کام نگیرم هرگز
- شمارهٔ ۳۷۱ سخن از میکده و ساقی و جام است امروز
- شمارهٔ ۳۷۲ مژده آمد که تو را کام روا شد امروز
- شمارهٔ ۳۷۳ نچشیده است شراب مزهٔ کام هنوز
- شمارهٔ ۳۷۴ غرق دریای گنه کردند مغفورم هنوز
- شمارهٔ ۳۷۵ نیست راهی خنده را بر آن لب میگون هنوز
- شمارهٔ ۳۷۶ رسید نامهٔ عنبرفشان مشک آمیز
- شمارهٔ ۳۷۷ ز درد ما نه همین آشنا کند پرهیز
- شمارهٔ ۳۷۸ با چنین دل چون توانم کرد جانان را سپاس
- شمارهٔ ۳۷۹ در کفر حق پرست شو آن گه خداشناس
- شمارهٔ ۳۸۰ از حیات ابد آن روح روان ما را بس
- شمارهٔ ۳۸۱ پای انداز ز پا افتاده دامان است بس
- شمارهٔ ۳۸۲ می برندش به همان راه که آمد واپس
- شمارهٔ ۳۸۳ کاکل خود را ببین از پیچ و تاب ما مپرس
- شمارهٔ ۳۸۴ اشکی که به گلشن چمنآرا نکند کس
- شمارهٔ ۳۸۵ خورشیدوشی در به دری را چه کند کس
- شمارهٔ ۳۸۶ چشمی که گهربار نباشد چه کند کس
- شمارهٔ ۳۸۷ ساقیا در گرد کن جام پیاپی زود باش
- شمارهٔ ۳۸۸ سبزهٔ خط گو دمید آشفته چون سنبل مباش
- شمارهٔ ۳۸۹ پر کن از خون جام، صهبا گر نباشد گو مباش
- شمارهٔ ۳۹۰ چرخ با ما دل مصفا گر نباشد گو مباش
- شمارهٔ ۳۹۱ آسوده شو از سود و مبرا ز زیان باش
- شمارهٔ ۳۹۲ ما را به آن نگاه کرامت شعار بخش
- شمارهٔ ۳۹۳ چرا پر است ز عالم، دل خریدارش
- شمارهٔ ۳۹۴ اگر چون خضر میبخشند جان را بر شهیدانش
- شمارهٔ ۳۹۵ من و آن قامت شوخی که در هنگام جولانش
- شمارهٔ ۳۹۶ دارم بتی که کار نظر نیست دیدنش
- شمارهٔ ۳۹۷ یک قامت بلند به هر می کشیدنش
- شمارهٔ ۳۹۸ خط سبزی تماشا کردم از رخسار گلگونش
- شمارهٔ ۳۹۹ یار ما بنمود رو شد در حجاب از پرتوش
- شمارهٔ ۴۰۰ اگر به دست من افتد دوباره ساغر عیش
- شمارهٔ ۴۰۱ هر دم روم ز هوش و کنم خیر باد خویش
- شمارهٔ ۴۰۲ برداشتیم چو نظر از اعتبار خویش
- شمارهٔ ۴۰۳ [دیدم تو را و رفتم] یک باره از بر خویش
- شمارهٔ ۴۰۴ بریدهام ز دو عالم به ارهٔ اخلاص
- شمارهٔ ۴۰۵ کو چنان حالی که سازد از چنین حالم خلاص
- شمارهٔ ۴۰۶ من دیده ام آن را که مکانی نیست مشخص
- شمارهٔ ۴۰۷ کدام تن که بود از خیال سر خالص
- شمارهٔ ۴۰۸ من به چشم و رخ آن سرو روانم مخلص
- شمارهٔ ۴۰۹ دلا پادشاهی گدایی است محض
- شمارهٔ ۴۱۰ کند ز جوهر معنی مرا بیان عارض
- شمارهٔ ۴۱۱ یا من فتح باسمک باب السلام فیض
- شمارهٔ ۴۱۲ نیست گل الفتی در چمن اختلاط
- شمارهٔ ۴۱۳ در جهان هرگز دلا منشین ز پای احتیاط
- شمارهٔ ۴۱۴ آخر دمید بر رخ جانان، بهار خط
- شمارهٔ ۴۱۵ گفتند بر رخ تو نمایان شده است خط
- شمارهٔ ۴۱۶ می رود آخر چو از تن پس ز تن جان را چه حظ
- شمارهٔ ۴۱۷ خویش را یکبارگی تا سختم از دل وداع
- شمارهٔ ۴۱۸ ای ز ایراد قلم هم نفسانت مرفوع
- شمارهٔ ۴۱۹ نه پنبه از پی راحت گذاشتم بر داغ
- شمارهٔ ۴۲۰ بر کف آیینه نه دستی دگر بردار ایاغ
متن اشعار به نقل از گنجور.