پرش به محتوای اصلی
سعیدا

سعیدا

غزلیات

۵۸۳ شعر

فهرست اشعار

  1. شمارهٔ ۳۶۱ یار من درد و کبابم دل و می خون جگر
  2. شمارهٔ ۳۶۲ در جهانی کاو متاع فخر او باشد غرور
  3. شمارهٔ ۳۶۳ خدا حاضر خدا ناظر چه در باطن چه در ظاهر
  4. شمارهٔ ۳۶۴ در نگاه بت خودکام نمی باشد مهر
  5. شمارهٔ ۳۶۵ صبحدم تا شده بیرون ز افق، خاور مهر
  6. شمارهٔ ۳۶۶ چو آب در دل هر سنگدل برو جا گیر
  7. شمارهٔ ۳۶۷ بشنوید این نکته را ای اهل راز
  8. شمارهٔ ۳۶۸ خوابیده مست و بیخود امروز در بر ناز
  9. شمارهٔ ۳۶۹ به هوس باز جوان پیر نگردد هرگز
  10. شمارهٔ ۳۷۰ عهد کردم ز جهان کام نگیرم هرگز
  11. شمارهٔ ۳۷۱ سخن از میکده و ساقی و جام است امروز
  12. شمارهٔ ۳۷۲ مژده آمد که تو را کام روا شد امروز
  13. شمارهٔ ۳۷۳ نچشیده است شراب مزهٔ کام هنوز
  14. شمارهٔ ۳۷۴ غرق دریای گنه کردند مغفورم هنوز
  15. شمارهٔ ۳۷۵ نیست راهی خنده را بر آن لب میگون هنوز
  16. شمارهٔ ۳۷۶ رسید نامهٔ عنبرفشان مشک آمیز
  17. شمارهٔ ۳۷۷ ز درد ما نه همین آشنا کند پرهیز
  18. شمارهٔ ۳۷۸ با چنین دل چون توانم کرد جانان را سپاس
  19. شمارهٔ ۳۷۹ در کفر حق پرست شو آن گه خداشناس
  20. شمارهٔ ۳۸۰ از حیات ابد آن روح روان ما را بس
  21. شمارهٔ ۳۸۱ پای انداز ز پا افتاده دامان است بس
  22. شمارهٔ ۳۸۲ می برندش به همان راه که آمد واپس
  23. شمارهٔ ۳۸۳ کاکل خود را ببین از پیچ و تاب ما مپرس
  24. شمارهٔ ۳۸۴ اشکی که به گلشن چمن‌آرا نکند کس
  25. شمارهٔ ۳۸۵ خورشیدوشی در به دری را چه کند کس
  26. شمارهٔ ۳۸۶ چشمی که گهربار نباشد چه کند کس
  27. شمارهٔ ۳۸۷ ساقیا در گرد کن جام پیاپی زود باش
  28. شمارهٔ ۳۸۸ سبزهٔ خط گو دمید آشفته چون سنبل مباش
  29. شمارهٔ ۳۸۹ پر کن از خون جام، صهبا گر نباشد گو مباش
  30. شمارهٔ ۳۹۰ چرخ با ما دل مصفا گر نباشد گو مباش
  31. شمارهٔ ۳۹۱ آسوده شو از سود و مبرا ز زیان باش
  32. شمارهٔ ۳۹۲ ما را به آن نگاه کرامت شعار بخش
  33. شمارهٔ ۳۹۳ چرا پر است ز عالم، دل خریدارش
  34. شمارهٔ ۳۹۴ اگر چون خضر می‌بخشند جان را بر شهیدانش
  35. شمارهٔ ۳۹۵ من و آن قامت شوخی که در هنگام جولانش
  36. شمارهٔ ۳۹۶ دارم بتی که کار نظر نیست دیدنش
  37. شمارهٔ ۳۹۷ یک قامت بلند به هر می کشیدنش
  38. شمارهٔ ۳۹۸ خط سبزی تماشا کردم از رخسار گلگونش
  39. شمارهٔ ۳۹۹ یار ما بنمود رو شد در حجاب از پرتوش
  40. شمارهٔ ۴۰۰ اگر به دست من افتد دوباره ساغر عیش
  41. شمارهٔ ۴۰۱ هر دم روم ز هوش و کنم خیر باد خویش
  42. شمارهٔ ۴۰۲ برداشتیم چو نظر از اعتبار خویش
  43. شمارهٔ ۴۰۳ [دیدم تو را و رفتم] یک باره از بر خویش
  44. شمارهٔ ۴۰۴ بریده‌ام ز دو عالم به ارهٔ اخلاص
  45. شمارهٔ ۴۰۵ کو چنان حالی که سازد از چنین حالم خلاص
  46. شمارهٔ ۴۰۶ من دیده ام آن را که مکانی نیست مشخص
  47. شمارهٔ ۴۰۷ کدام تن که بود از خیال سر خالص
  48. شمارهٔ ۴۰۸ من به چشم و رخ آن سرو روانم مخلص
  49. شمارهٔ ۴۰۹ دلا پادشاهی گدایی است محض
  50. شمارهٔ ۴۱۰ کند ز جوهر معنی مرا بیان عارض
  51. شمارهٔ ۴۱۱ یا من فتح باسمک باب السلام فیض
  52. شمارهٔ ۴۱۲ نیست گل الفتی در چمن اختلاط
  53. شمارهٔ ۴۱۳ در جهان هرگز دلا منشین ز پای احتیاط
  54. شمارهٔ ۴۱۴ آخر دمید بر رخ جانان، بهار خط
  55. شمارهٔ ۴۱۵ گفتند بر رخ تو نمایان شده است خط
  56. شمارهٔ ۴۱۶ می رود آخر چو از تن پس ز تن جان را چه حظ
  57. شمارهٔ ۴۱۷ خویش را یکبارگی تا سختم از دل وداع
  58. شمارهٔ ۴۱۸ ای ز ایراد قلم هم نفسانت مرفوع
  59. شمارهٔ ۴۱۹ نه پنبه از پی راحت گذاشتم بر داغ
  60. شمارهٔ ۴۲۰ بر کف آیینه نه دستی دگر بردار ایاغ

متن اشعار به نقل از گنجور.