پرش به محتوای اصلی
محتشم کاشانی

محتشم کاشانی

غزلیات

۶۰۱ شعر

فهرست اشعار

  1. شمارهٔ ۶۱ باز این چه زلف از طرف رخ نمودن است
  2. شمارهٔ ۶۲ زخم جفای یار که بر سینه مرهم است
  3. شمارهٔ ۶۳ کنون که خنجر بیداد یار خونریز است
  4. شمارهٔ ۶۴ زان آستان که قبلهٔ ارباب دولت است
  5. شمارهٔ ۶۵ به عزم رقص چو آن فتنه زمین برخاست
  6. شمارهٔ ۶۶ چون دم جان دادنم آهی ز جانان برنخاست
  7. شمارهٔ ۶۷ رخت که صورت صنع آشکار از آن پیداست
  8. شمارهٔ ۶۸ با من بدی امروز زاطوار تو پیداست
  9. شمارهٔ ۶۹ گویِ میدانِ محبت سَرِ اهل نظر است
  10. شمارهٔ ۷۰ تو را بسوی رقیبان گذار بسیار است
  11. شمارهٔ ۷۱ با خط آن سلطان خوبان را جمالی دیگر است
  12. شمارهٔ ۷۲ آهوی چشم بتان چشم تو را نخجیر است
  13. شمارهٔ ۷۳ خط ز رخت سر کشید سرکشی ای گل بس است
  14. شمارهٔ ۷۴ از اشگ گرم چشم ترم کان آتش است
  15. شمارهٔ ۷۵ این صید هنوز نیم رام است
  16. شمارهٔ ۷۶ نقد غمت که حاصل دنیا و دین ماست
  17. شمارهٔ ۷۷ بر درت کانجا سیاست مانع از داد من است
  18. شمارهٔ ۷۸ روی تو که اختر زمین است
  19. شمارهٔ ۷۹ پای یکی به علت ادبار نارواست
  20. شمارهٔ ۸۰ غمزه کز قوت حسنت دو کمان ساخته است
  21. شمارهٔ ۸۱ آن که بزم غیر را روشن چو گلشن کرده است
  22. شمارهٔ ۸۲ حرف عشقت مگر امشب ز یکی سرزده است
  23. شمارهٔ ۸۳ از عاشقان حوالی آن خانه پر شده است
  24. شمارهٔ ۸۴ امشب دگر حریف شرابت که بوده است
  25. شمارهٔ ۸۵ کمر به کین تو ای دل چو یار جانی بست
  26. شمارهٔ ۸۶ چو ناز او به میان تیغ دلستانی بست
  27. شمارهٔ ۸۷ گفتمش تیر تو خواهد به دل زار نشست
  28. شمارهٔ ۸۸ منتظری عمرها گر بگذاری نشست
  29. شمارهٔ ۸۹ آن چه هر شب بگذرد از چرخ فریاد منست
  30. شمارهٔ ۹۰ دوست با من دشمن و با دشمن من گشته دوست
  31. شمارهٔ ۹۱ نهال گلشن دل نخل نو رسیدهٔ اوست
  32. شمارهٔ ۹۲ حکمی که همچو آب روان در دیار اوست
  33. شمارهٔ ۹۳ گل چهره‌ای که مرغ دلم صید دام اوست
  34. شمارهٔ ۹۴ حسن که تابان ز سراپای توست
  35. شمارهٔ ۹۵ مهر که سرگرم مه روی توست
  36. شمارهٔ ۹۶ مدعی که آتش اعراض فروزندهٔ توست
  37. شمارهٔ ۹۷ امشب ای شمع طرب دوست که همخانهٔ توست
  38. شمارهٔ ۹۸ گرچه بیش از حد امکان التفات یار هست
  39. شمارهٔ ۹۹ دلت امروز به جا نیست دگر چیزی هست
  40. شمارهٔ ۱۰۰ در ظل همائی که بر او میل جهانی است
  41. شمارهٔ ۱۰۱ ای پری غم نیست گر مثل منت دیوانه ایست
  42. شمارهٔ ۱۰۲ درهم است آن بت طناز نمی‌دانم چیست
  43. شمارهٔ ۱۰۳ ای در درون جان ز دل من کرانه چیست؟
  44. شمارهٔ ۱۰۴ مطرب بگو که این تری و این ترانه چیست
  45. شمارهٔ ۱۰۵ گر بدانی که گرفتار کمندت دل کیست
  46. شمارهٔ ۱۰۶ رفته مهر از شکرت در شکرستان تو کیست
  47. شمارهٔ ۱۰۷ شب یلدای غمم را سحری پیدا نیست
  48. شمارهٔ ۱۰۸ هرکس نکرد ترک سر از اهل درد نیست
  49. شمارهٔ ۱۰۹ گرچه قرب درگهت حد من مهجور نیست
  50. شمارهٔ ۱۱۰ بی‌تصرف حسن را در هیچ دل تاثیر نیست
  51. شمارهٔ ۱۱۱ گرچه پای بندی عشق بی‌زنجیر نیست
  52. شمارهٔ ۱۱۲ گر با توام ز دیدن غیرم گزیر نیست
  53. شمارهٔ ۱۱۳ با بد آموزت مگر قانون الفت ساز نیست
  54. شمارهٔ ۱۱۴ هرچند خون عاشق بی‌دل حلال نیست
  55. شمارهٔ ۱۱۵ چون تو سروی در جهان ای نازنین اندام نیست
  56. شمارهٔ ۱۱۶ ای گل امروز اداهای تو بی‌چیزی نیست
  57. شمارهٔ ۱۱۷ درین کز دل بدی با من شکی نیست
  58. شمارهٔ ۱۱۸ آینهٔ جان به جز آن روی نیست
  59. شمارهٔ ۱۱۹ تیر او تا به سراپردهٔ دل ماوا داشت
  60. شمارهٔ ۱۲۰ گرچه بر رویم در لطف از توجه بازداشت

متن اشعار به نقل از گنجور.