پرش به محتوای اصلی
محتشم کاشانی محتشم کاشانی

غزلیات

شمارهٔ ۸۸

منتظری عمرها گر بگذاری نشست

آخر از آن ره بر او گردسواری نشست

هرکه ز دشت وجود خاست درین صید گاه

بهر وی اندر کمین شیر شکاری نشست

گرد تو را چون رساند فتنه به میدان دهر

هرکه سر فتنه داشت رفت و به کاری نشست

غمزه زنان آمدی شاهسوار اجل

تیغ به دست تو داد خود به کناری نشست

خون مرا گرچه داد عاشقی تو به باد

هیچ ازین رهگذر بر تو غباری نشست

در قدح عشق‌ریز باده مرد آزمای

کز سر دعوی به بزم باده گساری نشست

محتشم خسته را پر بره انتظار

چهره به خون شد نگار تا به نگاری نشست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۹۰دوست با من دشمن و با دشمن من گشته دوست
  2. شمارهٔ ۹۱نهال گلشن دل نخل نو رسیدهٔ اوست
  3. شمارهٔ ۹۲حکمی که همچو آب روان در دیار اوست
  4. شمارهٔ ۹۳گل چهره‌ای که مرغ دلم صید دام اوست
  5. شمارهٔ ۹۴حسن که تابان ز سراپای توست
  6. شمارهٔ ۹۵مهر که سرگرم مه روی توست
  7. شمارهٔ ۹۶مدعی که آتش اعراض فروزندهٔ توست
  8. شمارهٔ ۹۷امشب ای شمع طرب دوست که همخانهٔ توست
همه‌ی غزلیات ←

محتشم کاشانی درباره‌ی محتشم کاشانی

کمال‌الدین علی محتشم کاشانی شاعر ایرانی عهد صفویه و معاصر با شاه طهماسب اول است. وی در سال ۹۰۵ هجری قمری در کاشان زاده شد و بیشتر دوران زندگی خود را در این شهر گذراند. نام پدرش خواجه میراحمد بود. کمال‌الدین در نوجوانی به مطالعهٔ علوم دینی و ادبی معمول زمان خود پرداخت. معروفترین اثر وی دوازده بند مرثیه‌ای است که در شرح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.