پرش به محتوای اصلی
محتشم کاشانی محتشم کاشانی

غزلیات

شمارهٔ ۹۴

حسن که تابان ز سراپای توست

جوهرش از گوهر یکتای توست

ناز که غارتگر ملک دل است

مملکت آشوب ز بالای توست

غمزه که غارتگر ملک دل است

مملکت آشوب ز بالای توست

غمزه که جادوگر مردم رباست

سرمه کش نرگس شهلای توست

جلوه که نخلی است ز بستان حسن

دست نشان قد رعنای توست

عشوه که موجی ز محیط صفاست

غرق فنون از حرکتهای توست

فتنه که او سلسله بند بلاست

بندی گیسوی سمن سای توست

سحر کزو پنجه دستان قویست

شانه کش زلف چلیپای توست

نطق که شمع لگن زندگی است

زنده به لعل سخن آرای توست

محتشم خسته که مشت خس است

موج خور بحر تمنای توست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۹۶مدعی که آتش اعراض فروزندهٔ توست
  2. شمارهٔ ۹۷امشب ای شمع طرب دوست که همخانهٔ توست
  3. شمارهٔ ۹۸گرچه بیش از حد امکان التفات یار هست
  4. شمارهٔ ۹۹دلت امروز به جا نیست دگر چیزی هست
  5. شمارهٔ ۱۰۰در ظل همائی که بر او میل جهانی است
  6. شمارهٔ ۱۰۱ای پری غم نیست گر مثل منت دیوانه ایست
  7. شمارهٔ ۱۰۲درهم است آن بت طناز نمی‌دانم چیست
  8. شمارهٔ ۱۰۳ای در درون جان ز دل من کرانه چیست؟
همه‌ی غزلیات ←

محتشم کاشانی درباره‌ی محتشم کاشانی

کمال‌الدین علی محتشم کاشانی شاعر ایرانی عهد صفویه و معاصر با شاه طهماسب اول است. وی در سال ۹۰۵ هجری قمری در کاشان زاده شد و بیشتر دوران زندگی خود را در این شهر گذراند. نام پدرش خواجه میراحمد بود. کمال‌الدین در نوجوانی به مطالعهٔ علوم دینی و ادبی معمول زمان خود پرداخت. معروفترین اثر وی دوازده بند مرثیه‌ای است که در شرح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.