پرش به محتوای اصلی
محتشم کاشانی محتشم کاشانی

غزلیات

شمارهٔ ۱۰۰

در ظل همائی که بر او میل جهانی است

مرغان اولی‌الاجنحه را خوش طیرا نیست

در حسرت آن طایر بی‌بال و پر ما

خوش دل شکن آهنگی و دل گاه فغانیست

پر گرم مران ای بت سر کش که به راهت

در هر قدم افتاده ز پا سوخته جا نیست

برتاب عنان خود ازین راه که رد پی

دیوانهٔ بی دهشت گیرنده عنانیست

مستغرق وصل است کسی از تو که او را

از وصل و فراق تو نه سود و نه زیانیست

تمییز من و غیر حوالت به نظر کن

کاندر رخ هر عاشقی از عشق نشانیست

گو قهر به اغیار مکن بهر دل ما

آن شوخ که در هر غضبش لطف نهانیست

آهسته خدنگی زد و از سینه گذر کرد

جنبش این تیر چه پرزور کمانیست

طرز سخن محتشم از غیر مجوئید

کاین لهجه خاصی است که مخصوص زمانی است

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۰۲درهم است آن بت طناز نمی‌دانم چیست
  2. شمارهٔ ۱۰۳ای در درون جان ز دل من کرانه چیست؟
  3. شمارهٔ ۱۰۴مطرب بگو که این تری و این ترانه چیست
  4. شمارهٔ ۱۰۵گر بدانی که گرفتار کمندت دل کیست
  5. شمارهٔ ۱۰۶رفته مهر از شکرت در شکرستان تو کیست
  6. شمارهٔ ۱۰۷شب یلدای غمم را سحری پیدا نیست
  7. شمارهٔ ۱۰۸هرکس نکرد ترک سر از اهل درد نیست
  8. شمارهٔ ۱۰۹گرچه قرب درگهت حد من مهجور نیست
همه‌ی غزلیات ←

محتشم کاشانی درباره‌ی محتشم کاشانی

کمال‌الدین علی محتشم کاشانی شاعر ایرانی عهد صفویه و معاصر با شاه طهماسب اول است. وی در سال ۹۰۵ هجری قمری در کاشان زاده شد و بیشتر دوران زندگی خود را در این شهر گذراند. نام پدرش خواجه میراحمد بود. کمال‌الدین در نوجوانی به مطالعهٔ علوم دینی و ادبی معمول زمان خود پرداخت. معروفترین اثر وی دوازده بند مرثیه‌ای است که در شرح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.