پرش به محتوای اصلی
محتشم کاشانی محتشم کاشانی

غزلیات

شمارهٔ ۱۰۲

درهم است آن بت طناز نمی‌دانم چیست

ملتفت نیست به من باز نمی‌دانم چیست

بودی بنده‌نواز آن مه و امروز از ناز

کرده قانون دگر ساز نمی‌دانم چیست

گوشهٔ چشم به من دارد و مخصوصان را

می‌کند سوی خود آواز نمی‌دانم چیست

صد ره افتاده نگاهش به غلط جانب من

این نگاه غلط انداز نمی‌دانم چیست

من گمان زد به گنه و آن بت بدخو کرده

با حریفان جدل آغاز نمی‌دانم چیست

راز در پرده و اهل غرض استاده خموش

غرض از پوشش این راز نمی‌دانم چیست

محتشم سر به گریبان حیل برده رقیب

فکر آن شعبده پرداز نمی‌دانم چیست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۰۴مطرب بگو که این تری و این ترانه چیست
  2. شمارهٔ ۱۰۵گر بدانی که گرفتار کمندت دل کیست
  3. شمارهٔ ۱۰۶رفته مهر از شکرت در شکرستان تو کیست
  4. شمارهٔ ۱۰۷شب یلدای غمم را سحری پیدا نیست
  5. شمارهٔ ۱۰۸هرکس نکرد ترک سر از اهل درد نیست
  6. شمارهٔ ۱۰۹گرچه قرب درگهت حد من مهجور نیست
  7. شمارهٔ ۱۱۰بی‌تصرف حسن را در هیچ دل تاثیر نیست
  8. شمارهٔ ۱۱۱گرچه پای بندی عشق بی‌زنجیر نیست
همه‌ی غزلیات ←

محتشم کاشانی درباره‌ی محتشم کاشانی

کمال‌الدین علی محتشم کاشانی شاعر ایرانی عهد صفویه و معاصر با شاه طهماسب اول است. وی در سال ۹۰۵ هجری قمری در کاشان زاده شد و بیشتر دوران زندگی خود را در این شهر گذراند. نام پدرش خواجه میراحمد بود. کمال‌الدین در نوجوانی به مطالعهٔ علوم دینی و ادبی معمول زمان خود پرداخت. معروفترین اثر وی دوازده بند مرثیه‌ای است که در شرح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.