پرش به محتوای اصلی
محتشم کاشانی محتشم کاشانی

غزلیات

شمارهٔ ۱۰۳

ای در درون جان ز دل من کرانه چیست؟

جائی چنین که راست؟ درون آ! بهانه چیست؟

در هر زمان زمانه به شغلی قیام داشت

جز عشق در زمان تو، شغل زمانه چیست؟

گر خون‌گرفته‌ای نگرفته عنان تو

این خون که می‌چکد ز سر تازیانه چیست؟

پرگار، خود چو عشق به گردش در آورد

ظاهر شود که کار درین کارخانه چیست؟

گر عشق نیست واسطه بر گرد یک نهال

پرواز صد همای بلند آشیانه چیست؟

غالب حریف صحبت اگر دی نبوده غیر

امروزش این مصاحبت غالبانه چیست؟

گیرد ز من امانت جان قاصدی که او

گوید که در میان من و او نشانه چیست؟

چون چشم اوست نازی و از من بهانه‌ای

خلقی برای آشتی اندر میانه چیست؟

خوابم گرفت محتشم از گفته‌های تو

بیتی بخوان ز گفتهٔ سلمان بهانه چیست؟

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۰۵گر بدانی که گرفتار کمندت دل کیست
  2. شمارهٔ ۱۰۶رفته مهر از شکرت در شکرستان تو کیست
  3. شمارهٔ ۱۰۷شب یلدای غمم را سحری پیدا نیست
  4. شمارهٔ ۱۰۸هرکس نکرد ترک سر از اهل درد نیست
  5. شمارهٔ ۱۰۹گرچه قرب درگهت حد من مهجور نیست
  6. شمارهٔ ۱۱۰بی‌تصرف حسن را در هیچ دل تاثیر نیست
  7. شمارهٔ ۱۱۱گرچه پای بندی عشق بی‌زنجیر نیست
  8. شمارهٔ ۱۱۲گر با توام ز دیدن غیرم گزیر نیست
همه‌ی غزلیات ←

محتشم کاشانی درباره‌ی محتشم کاشانی

کمال‌الدین علی محتشم کاشانی شاعر ایرانی عهد صفویه و معاصر با شاه طهماسب اول است. وی در سال ۹۰۵ هجری قمری در کاشان زاده شد و بیشتر دوران زندگی خود را در این شهر گذراند. نام پدرش خواجه میراحمد بود. کمال‌الدین در نوجوانی به مطالعهٔ علوم دینی و ادبی معمول زمان خود پرداخت. معروفترین اثر وی دوازده بند مرثیه‌ای است که در شرح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.