پرش به محتوای اصلی
محتشم کاشانی محتشم کاشانی

غزلیات

شمارهٔ ۱۰۵

گر بدانی که گرفتار کمندت دل کیست

ور کنی جزم که مهر تو در آب و گل کیست

داد عصمت دهی از بهر رضای دل او

تا هوس پیشه بداند که دلت مایل کیست

سگت آهسته نهد پا به زمین از غیرت

تا بداند که سر کوی تو سر منزل کیست

بعد از آن هم که کنی به سملم از تاب حسد

ترسم از رشک بگویند که این به سمل کیست

برده این قافله از قافله مشگ سبق

یارب این عطرفشانی عمل محمل کیست

گرچه آواز وی از محفل او می‌شنوم

دلم از دغدغه خونست که در محفل کیست

محتشم زد چو گدایان در دریوزه عام

تا به این پی نتوان برد که او سائل کیست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۰۷شب یلدای غمم را سحری پیدا نیست
  2. شمارهٔ ۱۰۸هرکس نکرد ترک سر از اهل درد نیست
  3. شمارهٔ ۱۰۹گرچه قرب درگهت حد من مهجور نیست
  4. شمارهٔ ۱۱۰بی‌تصرف حسن را در هیچ دل تاثیر نیست
  5. شمارهٔ ۱۱۱گرچه پای بندی عشق بی‌زنجیر نیست
  6. شمارهٔ ۱۱۲گر با توام ز دیدن غیرم گزیر نیست
  7. شمارهٔ ۱۱۳با بد آموزت مگر قانون الفت ساز نیست
  8. شمارهٔ ۱۱۴هرچند خون عاشق بی‌دل حلال نیست
همه‌ی غزلیات ←

محتشم کاشانی درباره‌ی محتشم کاشانی

کمال‌الدین علی محتشم کاشانی شاعر ایرانی عهد صفویه و معاصر با شاه طهماسب اول است. وی در سال ۹۰۵ هجری قمری در کاشان زاده شد و بیشتر دوران زندگی خود را در این شهر گذراند. نام پدرش خواجه میراحمد بود. کمال‌الدین در نوجوانی به مطالعهٔ علوم دینی و ادبی معمول زمان خود پرداخت. معروفترین اثر وی دوازده بند مرثیه‌ای است که در شرح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.