پرش به محتوای اصلی
محتشم کاشانی

محتشم کاشانی

غزلیات

۶۰۱ شعر

فهرست اشعار

  1. شمارهٔ ۱ زلف و قدت راست ای بت سرکش، چشم و رخت راست ای گل رعنا
  2. شمارهٔ ۲ بعد هزار انتظار این فلک بی‌وفا
  3. شمارهٔ ۳ من از رغم غزالی شهسواری کرده‌ام پیدا
  4. شمارهٔ ۴ درخشان شیشه‌ای خواهم می رخشان در او پیدا
  5. شمارهٔ ۵ ای ز دل‌رفته که دی سوختی از ناز مرا
  6. شمارهٔ ۶ کسی ز روی چنان منع چون کند ما را
  7. شمارهٔ ۷ که زد بر یاریِ ما چشم‌زخمی اینچنین یارا
  8. شمارهٔ ۸ چو بر زندانیان رانی سیاست، یاد کن ما را
  9. شمارهٔ ۹ مبین به چشم کم ای شوخ نازنین ما را
  10. شمارهٔ ۱۰ صبح آن که داشت پیش تو جام شراب را
  11. شمارهٔ ۱۱ هرزه نقاب رخ مکن طرهٔ نیم تاب را
  12. شمارهٔ ۱۲ بر رخ پر عرق مکش سنبل نیم تاب را
  13. شمارهٔ ۱۳ اگر دل بر صف مژگان سیاهی می‌زند خود را
  14. شمارهٔ ۱۴ جهان آرا شدی چون ماه و ننمودی به من خود را
  15. شمارهٔ ۱۵ ای نگهت تیغ تیز غمزهٔ غماز را
  16. شمارهٔ ۱۶ چنین است اقتضا رعنائی قد بلندش را
  17. شمارهٔ ۱۷ شب که ز گریه می‌کنم دجله کنار خویش را
  18. شمارهٔ ۱۸ گر بهم می‌زدم امشب مژهٔ پر نم را
  19. شمارهٔ ۱۹ چو دی ز عشق من آگه شد و شناخت مرا
  20. شمارهٔ ۲۰ شوق درون به سوی دری می‌کشد مرا
  21. شمارهٔ ۲۱ روزگاری که رخت قبلهٔ جان بود مرا
  22. شمارهٔ ۲۲ چو افکنده ببیند در خون تنم را
  23. شمارهٔ ۲۳ به افسون محو کردی شکوه‌های بیکرانم را
  24. شمارهٔ ۲۴ جان بر لب و ز یار هزار آرزو مرا
  25. شمارهٔ ۲۵ بگو ای باد آن سر خیل رعنا پادشاهان را
  26. شمارهٔ ۲۶ مالک المک شوم چون ز جنون هامون را
  27. شمارهٔ ۲۷ شوم هلاک چو غیری خورد خدنگ تو را
  28. شمارهٔ ۲۸ با چنین جرمی نراندم از دل ویران تو را
  29. شمارهٔ ۲۹ گر به تکلیف لب جام به لب سوده تو را
  30. شمارهٔ ۳۰ درهمی گرم غضب کرده نگاه که تو را
  31. شمارهٔ ۳۱ حوصله کو که دل دهم عشق جنون فزای را
  32. شمارهٔ ۳۲ برین در می‌کشند امشب جهان‌پیما سمندی را
  33. شمارهٔ ۳۳ نشانده شام غمت گرد دل سپاهی را
  34. شمارهٔ ۳۴ تا همتم به دست طلب زد در بلا
  35. شمارهٔ ۳۵ گشته در راهت غبار آلود روی زرد ما
  36. شمارهٔ ۳۶ سروی از یزد گذر کرد به کاشانهٔ ما
  37. شمارهٔ ۳۷ فرمود مرا سجدهٔ خویش آن بت رعنا
  38. شمارهٔ ۳۸ ای گوهر نام تو تاج سر دیوان‌ها
  39. شمارهٔ ۳۹ به صد اندیشه افکند امشبم آن تیز دیدن‌ها
  40. شمارهٔ ۴۰ عجب گیرنده راهی بود در عاشق ربایی‌ها
  41. شمارهٔ ۴۱ دیشبش در خواب دیدم با رخ چون آفتاب
  42. شمارهٔ ۴۲ ای زیر مشق سر خط حسن تو افتاب
  43. شمارهٔ ۴۳ برشکن طرف کله چون بفکنی از رخ نقاب
  44. شمارهٔ ۴۴ همچو شمعم هست شبها بی‌رخ آن آفتاب
  45. شمارهٔ ۴۵ حسن روزافزون نگر کان خسرو زرین طناب
  46. شمارهٔ ۴۶ نامسلمان پسری خون دلم خورد چو آب
  47. شمارهٔ ۴۷ نیست امروز شکست دلم از چشم پرآب
  48. شمارهٔ ۴۸ رخش در غیر و چشم التفاتش در من است امشب
  49. شمارهٔ ۴۹ خیالش را به نوعی انس در جان من است امشب
  50. شمارهٔ ۵۰ بزم پر فتنه از آن طرز نگاهست امشب
  51. شمارهٔ ۵۱ وصلم نصیب شد ز مددکاری رقیب
  52. شمارهٔ ۵۲ یگانه‌ای در دل می‌زند به دست ارادت
  53. شمارهٔ ۵۳ چو هجر راه من تشنه در سراب انداخت
  54. شمارهٔ ۵۴ دور بر بسترم از هجر تو رنجور انداخت
  55. شمارهٔ ۵۵ آن که آیینهٔ صنع از روی نیکوی تو ساخت
  56. شمارهٔ ۵۶ داغ بر دست خود آن شوخ چو در صحبت سوخت
  57. شمارهٔ ۵۷ هلالی بودی اول صد بلند اختر هوادارت
  58. شمارهٔ ۵۸ این چه چوگان سر زلف و چه گوی ذقن است
  59. شمارهٔ ۵۹ دوستم با تو به حدی که ز حد بیرونست
  60. شمارهٔ ۶۰ نخل قد خم گشته که پرورده دردست

متن اشعار به نقل از گنجور.