پرش به محتوای اصلی
محتشم کاشانی محتشم کاشانی

غزلیات

شمارهٔ ۲۰

شوق درون به سوی دری می‌کشد مرا

من خود نمی‌روم دگری می‌کشد مرا

یاران مدد که جذبهٔ عشق قوی کمند

دیگر به جای پرخطری می‌کشد مرا

ازبار غم چو یکشبه ماهی به زیر کوه

شکل هلال مو کمری می‌کشد مرا

صد میل آتشین به گناه نگاه گرم

در دیدهٔ تیز بین نظری میکشد مرا

من مست آن قدر که توان پای می‌کشم

امداد دوست هم قدری می‌کشد مرا

دست از رکاب من بگسل محتشم که باز

دولت عنان کشان بدری می‌کشد مرا

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۲چو افکنده ببیند در خون تنم را
  2. شمارهٔ ۲۳به افسون محو کردی شکوه‌های بیکرانم را
  3. شمارهٔ ۲۴جان بر لب و ز یار هزار آرزو مرا
  4. شمارهٔ ۲۵بگو ای باد آن سر خیل رعنا پادشاهان را
  5. شمارهٔ ۲۶مالک المک شوم چون ز جنون هامون را
  6. شمارهٔ ۲۷شوم هلاک چو غیری خورد خدنگ تو را
  7. شمارهٔ ۲۸با چنین جرمی نراندم از دل ویران تو را
  8. شمارهٔ ۲۹گر به تکلیف لب جام به لب سوده تو را
همه‌ی غزلیات ←

محتشم کاشانی درباره‌ی محتشم کاشانی

کمال‌الدین علی محتشم کاشانی شاعر ایرانی عهد صفویه و معاصر با شاه طهماسب اول است. وی در سال ۹۰۵ هجری قمری در کاشان زاده شد و بیشتر دوران زندگی خود را در این شهر گذراند. نام پدرش خواجه میراحمد بود. کمال‌الدین در نوجوانی به مطالعهٔ علوم دینی و ادبی معمول زمان خود پرداخت. معروفترین اثر وی دوازده بند مرثیه‌ای است که در شرح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.