پرش به محتوای اصلی
محتشم کاشانی محتشم کاشانی

غزلیات

شمارهٔ ۲۲

چو افکنده ببیند در خون تنم را

کنید آفرین ترک صید افکنم را

نیاید گر از دیده سیلی دمادم

که شوید ز آلودگی دامنم را

ور از خاک آتش علم برنیاید

که هر شام روشن کند مدفنم را

به فانوس تن گر رسد گرمی دل

بسوزد بر اندام پیراهنم را

زغم چون گریزم که پیوسته دارد

چو پیراهن این فتنه پیرامنم را

مشرف کن ای ماه اوج سعادت

ز مسکین نوازی شبی مسکنم را

ز دمهای بدگو مشو گرم قتلم

بهر بادی آتش مزن خرمنم را

نیم محتشم خالی از ناله چون نی

که خوش دارد او شیوهٔ شیونم را

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۴جان بر لب و ز یار هزار آرزو مرا
  2. شمارهٔ ۲۵بگو ای باد آن سر خیل رعنا پادشاهان را
  3. شمارهٔ ۲۶مالک المک شوم چون ز جنون هامون را
  4. شمارهٔ ۲۷شوم هلاک چو غیری خورد خدنگ تو را
  5. شمارهٔ ۲۸با چنین جرمی نراندم از دل ویران تو را
  6. شمارهٔ ۲۹گر به تکلیف لب جام به لب سوده تو را
  7. شمارهٔ ۳۰درهمی گرم غضب کرده نگاه که تو را
  8. شمارهٔ ۳۱حوصله کو که دل دهم عشق جنون فزای را
همه‌ی غزلیات ←

محتشم کاشانی درباره‌ی محتشم کاشانی

کمال‌الدین علی محتشم کاشانی شاعر ایرانی عهد صفویه و معاصر با شاه طهماسب اول است. وی در سال ۹۰۵ هجری قمری در کاشان زاده شد و بیشتر دوران زندگی خود را در این شهر گذراند. نام پدرش خواجه میراحمد بود. کمال‌الدین در نوجوانی به مطالعهٔ علوم دینی و ادبی معمول زمان خود پرداخت. معروفترین اثر وی دوازده بند مرثیه‌ای است که در شرح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.