پرش به محتوای اصلی
محتشم کاشانی محتشم کاشانی

غزلیات

شمارهٔ ۳۱

حوصله کو که دل دهم عشق جنون فزای را

سلسله بگسلم ز پا عقل گریزپای را

کو دلی و دلیرئی کز پی رونق جنون

شحنهٔ ملک دل کنم عشق ستیزه رای را

کو جگری و جراتی کز پی شور دل دگر

باعث فتنه‌ای کنم دیدهٔ فتنه زای را

کوتهی و تهوری تا شده همنشین غیر

سیر کنم ز صحبت آن همدم دل‌ربای را

در المم ز بی‌غمی کو گل تازه‌ای کزو

لالهٔ داغ دل کنم داغ الم زدای را

تلخی عشق چون دگر پیش دلم نموده خوش

باز به وی چشانم این زهر شکر نمای را

دیده به ترک عافیت بر رخ ترکی افکنم

در ستمش سزا دهم جان ستم سزای را

از دل خویش بوی این می‌شنوم که دلبری

دام رهم کند دگر جعد عبیر سای را

مفتی عشقم اردهد رخصت سجدهٔ بتی

شکرکنان زبان زبان سجده کنم خدای را

صبر نماند وقت را ، کز همه کَس برآورَد،

گریهٔ های های من نالهٔ وای وای را

باز فتاده در جهان شور که کرده محتشم

بلبل باغ عاشقی طبع غزل سرای را

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۳نشانده شام غمت گرد دل سپاهی را
  2. شمارهٔ ۳۴تا همتم به دست طلب زد در بلا
  3. شمارهٔ ۳۵گشته در راهت غبار آلود روی زرد ما
  4. شمارهٔ ۳۶سروی از یزد گذر کرد به کاشانهٔ ما
  5. شمارهٔ ۳۷فرمود مرا سجدهٔ خویش آن بت رعنا
  6. شمارهٔ ۳۸ای گوهر نام تو تاج سر دیوان‌ها
  7. شمارهٔ ۳۹به صد اندیشه افکند امشبم آن تیز دیدن‌ها
  8. شمارهٔ ۴۰عجب گیرنده راهی بود در عاشق ربایی‌ها
همه‌ی غزلیات ←

محتشم کاشانی درباره‌ی محتشم کاشانی

کمال‌الدین علی محتشم کاشانی شاعر ایرانی عهد صفویه و معاصر با شاه طهماسب اول است. وی در سال ۹۰۵ هجری قمری در کاشان زاده شد و بیشتر دوران زندگی خود را در این شهر گذراند. نام پدرش خواجه میراحمد بود. کمال‌الدین در نوجوانی به مطالعهٔ علوم دینی و ادبی معمول زمان خود پرداخت. معروفترین اثر وی دوازده بند مرثیه‌ای است که در شرح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.