پرش به محتوای اصلی
محتشم کاشانی محتشم کاشانی

غزلیات

شمارهٔ ۳۵

گشته در راهت غبار آلود روی زرد ما

می‌رسیم از گرد راه اینست راه آورد ما

در هوای شمع رویت قطره‌های اشک گرم

دم به دم بر چهره می‌بندد ز آه سرد ما

بس که از یاران هم دردان جدا افتاده‌ایم

گشته است از بی کسی همدرد ما هم، درد ما

با گیاه شور پرور فرقت باران نکرد

آن چه هجران کرد با جان بلا پرورد ما

گر عیاذالله از ما بر دلت گردی بود

حسبتا لله به باد نیستی ده گرد ما

گرد از جمعیت دلها بر آرد بی‌درنگ

چون ز گرد ره شود پیدا سوار فرد ما

دوش آن وحشی شمایل محتشم را دید و گفت

باز پیدا گشت مجنون بیابان گرد ما

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۷فرمود مرا سجدهٔ خویش آن بت رعنا
  2. شمارهٔ ۳۸ای گوهر نام تو تاج سر دیوان‌ها
  3. شمارهٔ ۳۹به صد اندیشه افکند امشبم آن تیز دیدن‌ها
  4. شمارهٔ ۴۰عجب گیرنده راهی بود در عاشق ربایی‌ها
  5. شمارهٔ ۴۱دیشبش در خواب دیدم با رخ چون آفتاب
  6. شمارهٔ ۴۲ای زیر مشق سر خط حسن تو افتاب
  7. شمارهٔ ۴۳برشکن طرف کله چون بفکنی از رخ نقاب
  8. شمارهٔ ۴۴همچو شمعم هست شبها بی‌رخ آن آفتاب
همه‌ی غزلیات ←

محتشم کاشانی درباره‌ی محتشم کاشانی

کمال‌الدین علی محتشم کاشانی شاعر ایرانی عهد صفویه و معاصر با شاه طهماسب اول است. وی در سال ۹۰۵ هجری قمری در کاشان زاده شد و بیشتر دوران زندگی خود را در این شهر گذراند. نام پدرش خواجه میراحمد بود. کمال‌الدین در نوجوانی به مطالعهٔ علوم دینی و ادبی معمول زمان خود پرداخت. معروفترین اثر وی دوازده بند مرثیه‌ای است که در شرح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.