پرش به محتوای اصلی
محتشم کاشانی محتشم کاشانی

غزلیات

شمارهٔ ۳۰

درهمی گرم غضب کرده نگاه که تو را

شعله‌ای آتشی افروخته آه که تو را

در پیت رخش که گرمست که غرق عرقی

عصمت افکنده در آتش به گناه که تو را

می‌رسی مظطرب از گر دره‌ای یوسف حسن

دهشت آورده دوان از لب چاه که تو را

می‌نماید که به قلبی زده‌ای یک تنه وای

در میان داشته آشوب سپاه که تو را

تیره رنگست رخت یارب از الایش طبع

کرده آئینهٔ خود رنگ سیاه که تو را

کز پناهت نشدی پاس خدا ای غافل

کوشش هرزه کشیدی به پناه که تو را

گر نه در محتشم آتش زده بی‌راهی تو

شده آه که بلند و زده راه که تو را

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۲برین در می‌کشند امشب جهان‌پیما سمندی را
  2. شمارهٔ ۳۳نشانده شام غمت گرد دل سپاهی را
  3. شمارهٔ ۳۴تا همتم به دست طلب زد در بلا
  4. شمارهٔ ۳۵گشته در راهت غبار آلود روی زرد ما
  5. شمارهٔ ۳۶سروی از یزد گذر کرد به کاشانهٔ ما
  6. شمارهٔ ۳۷فرمود مرا سجدهٔ خویش آن بت رعنا
  7. شمارهٔ ۳۸ای گوهر نام تو تاج سر دیوان‌ها
  8. شمارهٔ ۳۹به صد اندیشه افکند امشبم آن تیز دیدن‌ها
همه‌ی غزلیات ←

محتشم کاشانی درباره‌ی محتشم کاشانی

کمال‌الدین علی محتشم کاشانی شاعر ایرانی عهد صفویه و معاصر با شاه طهماسب اول است. وی در سال ۹۰۵ هجری قمری در کاشان زاده شد و بیشتر دوران زندگی خود را در این شهر گذراند. نام پدرش خواجه میراحمد بود. کمال‌الدین در نوجوانی به مطالعهٔ علوم دینی و ادبی معمول زمان خود پرداخت. معروفترین اثر وی دوازده بند مرثیه‌ای است که در شرح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.