پرش به محتوای اصلی
محتشم کاشانی محتشم کاشانی

غزلیات

شمارهٔ ۲۶

مالک المک شوم چون ز جنون هامون را

در روش غاشیه بردوش نهم مجنون را

گر نه آیینهٔ روی تو برابر باشد

آه من تیره کند آینهٔ گردون را

گر تصرف نکند عشوهٔ خوبان در دل

چه اثر عارض گلگون و قد موزون را

محمل لیلی از آن واسطه بستند بلند

که به آن دست تصرف نرسد مجنون را

نیست چون حسن تو بر تختهٔ هستی رقمی

این چه حسن است بنازم قلم بی‌چون را

آن چنان تشنهٔ وصلم که کسی باشد اگر

تشنهٔ آب به یکدم بکشد جیحون را

محتشم پای به سختی مکش از وادی عشق

گل این مرحله گیر آبلهٔ پر خون را

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۸با چنین جرمی نراندم از دل ویران تو را
  2. شمارهٔ ۲۹گر به تکلیف لب جام به لب سوده تو را
  3. شمارهٔ ۳۰درهمی گرم غضب کرده نگاه که تو را
  4. شمارهٔ ۳۱حوصله کو که دل دهم عشق جنون فزای را
  5. شمارهٔ ۳۲برین در می‌کشند امشب جهان‌پیما سمندی را
  6. شمارهٔ ۳۳نشانده شام غمت گرد دل سپاهی را
  7. شمارهٔ ۳۴تا همتم به دست طلب زد در بلا
  8. شمارهٔ ۳۵گشته در راهت غبار آلود روی زرد ما
همه‌ی غزلیات ←

محتشم کاشانی درباره‌ی محتشم کاشانی

کمال‌الدین علی محتشم کاشانی شاعر ایرانی عهد صفویه و معاصر با شاه طهماسب اول است. وی در سال ۹۰۵ هجری قمری در کاشان زاده شد و بیشتر دوران زندگی خود را در این شهر گذراند. نام پدرش خواجه میراحمد بود. کمال‌الدین در نوجوانی به مطالعهٔ علوم دینی و ادبی معمول زمان خود پرداخت. معروفترین اثر وی دوازده بند مرثیه‌ای است که در شرح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.