پرش به محتوای اصلی
محتشم کاشانی محتشم کاشانی

غزلیات

شمارهٔ ۲۷

شوم هلاک چو غیری خورد خدنگ تو را

که دانم آشتئی در قفاست جنگ تو را

که کرده پیش تو اظهار سوز ما امروز

که آتش غضب افروخته است رنگ تو را

مصوران قلم از مو کنند تا نکشند

زیاده از سرموئی دهان تنگ تو را

زمان زمان کنم افزون جراحت تن خویش

ز بس که بوسه زنم زخمهای سنگ تو را

جریده گرد من امشب گرت رفیقی نیست

چه باعث است به ره دمبدم درنگ تو را

به مدعی پر و بالی مده که پروازش

بباد بر دهد ای سرو نام و ننگ تو را

ز حرف پر دلی محتشم پرست جهان

ز بس که جای به دل می‌دهد خدنگ تو را

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۹گر به تکلیف لب جام به لب سوده تو را
  2. شمارهٔ ۳۰درهمی گرم غضب کرده نگاه که تو را
  3. شمارهٔ ۳۱حوصله کو که دل دهم عشق جنون فزای را
  4. شمارهٔ ۳۲برین در می‌کشند امشب جهان‌پیما سمندی را
  5. شمارهٔ ۳۳نشانده شام غمت گرد دل سپاهی را
  6. شمارهٔ ۳۴تا همتم به دست طلب زد در بلا
  7. شمارهٔ ۳۵گشته در راهت غبار آلود روی زرد ما
  8. شمارهٔ ۳۶سروی از یزد گذر کرد به کاشانهٔ ما
همه‌ی غزلیات ←

محتشم کاشانی درباره‌ی محتشم کاشانی

کمال‌الدین علی محتشم کاشانی شاعر ایرانی عهد صفویه و معاصر با شاه طهماسب اول است. وی در سال ۹۰۵ هجری قمری در کاشان زاده شد و بیشتر دوران زندگی خود را در این شهر گذراند. نام پدرش خواجه میراحمد بود. کمال‌الدین در نوجوانی به مطالعهٔ علوم دینی و ادبی معمول زمان خود پرداخت. معروفترین اثر وی دوازده بند مرثیه‌ای است که در شرح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.