پرش به محتوای اصلی
محتشم کاشانی محتشم کاشانی

غزلیات

شمارهٔ ۲۱

روزگاری که رخت قبلهٔ جان بود مرا

روی دل تافته از هر دو جهان بود مرا

چند روزی که به سودای تو جان می‌دادم

حاصل از زندگی خویش همان بود مرا

یاد باد آن که به خلوتگه وصلت شب و روز

دل سراپردهٔ صد راز نهان بود مرا

یاد باد آن که چو آغاز سخن می‌کردی

با تو صد زمزمه در زیر زبان بود مرا

یاد باد آن که چو می‌شد سرت از باده گران

دوش منت کش آن بار گران بود مرا

یاد باد آن که به بالین تو شبهای دراز

پاسبان مردم چشم نگران بود مرا

یاد باد آن که دمی گر ز درت می‌رفتم

محتشم پیش سگان تو ضمان بود مرا

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۳به افسون محو کردی شکوه‌های بیکرانم را
  2. شمارهٔ ۲۴جان بر لب و ز یار هزار آرزو مرا
  3. شمارهٔ ۲۵بگو ای باد آن سر خیل رعنا پادشاهان را
  4. شمارهٔ ۲۶مالک المک شوم چون ز جنون هامون را
  5. شمارهٔ ۲۷شوم هلاک چو غیری خورد خدنگ تو را
  6. شمارهٔ ۲۸با چنین جرمی نراندم از دل ویران تو را
  7. شمارهٔ ۲۹گر به تکلیف لب جام به لب سوده تو را
  8. شمارهٔ ۳۰درهمی گرم غضب کرده نگاه که تو را
همه‌ی غزلیات ←

محتشم کاشانی درباره‌ی محتشم کاشانی

کمال‌الدین علی محتشم کاشانی شاعر ایرانی عهد صفویه و معاصر با شاه طهماسب اول است. وی در سال ۹۰۵ هجری قمری در کاشان زاده شد و بیشتر دوران زندگی خود را در این شهر گذراند. نام پدرش خواجه میراحمد بود. کمال‌الدین در نوجوانی به مطالعهٔ علوم دینی و ادبی معمول زمان خود پرداخت. معروفترین اثر وی دوازده بند مرثیه‌ای است که در شرح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.