پرش به محتوای اصلی
محتشم کاشانی محتشم کاشانی

غزلیات

شمارهٔ ۵۰

بزم پر فتنه از آن طرز نگاهست امشب

فتنه در خانه آن چشم سیاهست امشب

دی گریبان رد حسن مه کنعانی بود

از صفا تابده پنجهٔ ماهست امشب

دوشم از عشق نهان هر گوهر راز که بود

پیش آن بت همه در رشتهٔ آهست امشب

به نظر بازی من گرنه گمان برده چرا

کار چشمش همه دزدیده نگاهست امشب

بهر ضبط من مجنون که کهن سلسله‌ام

فتنه از گیسوی او سلسله خواهست امشب

حسن را این همه بر آتش رخسارهٔ او

دامن افشانی از آن طرف کلاهست امشب

می‌رسد یار کشان دامن و در بزم خروش

که آستان روب گدا دامن شاهست امشب

بر چو من پر گنهی دم به دم از گوشهٔ چشم

نگه او اثر عفو گناهست امشب

محتشم پیک نظر گرنه سبک پاست چرا

کوه تمکین توبی وزن چو کاهست امشب

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۲یگانه‌ای در دل می‌زند به دست ارادت
  2. شمارهٔ ۵۳چو هجر راه من تشنه در سراب انداخت
  3. شمارهٔ ۵۴دور بر بسترم از هجر تو رنجور انداخت
  4. شمارهٔ ۵۵آن که آیینهٔ صنع از روی نیکوی تو ساخت
  5. شمارهٔ ۵۶داغ بر دست خود آن شوخ چو در صحبت سوخت
  6. شمارهٔ ۵۷هلالی بودی اول صد بلند اختر هوادارت
  7. شمارهٔ ۵۸این چه چوگان سر زلف و چه گوی ذقن است
  8. شمارهٔ ۵۹دوستم با تو به حدی که ز حد بیرونست
همه‌ی غزلیات ←

محتشم کاشانی درباره‌ی محتشم کاشانی

کمال‌الدین علی محتشم کاشانی شاعر ایرانی عهد صفویه و معاصر با شاه طهماسب اول است. وی در سال ۹۰۵ هجری قمری در کاشان زاده شد و بیشتر دوران زندگی خود را در این شهر گذراند. نام پدرش خواجه میراحمد بود. کمال‌الدین در نوجوانی به مطالعهٔ علوم دینی و ادبی معمول زمان خود پرداخت. معروفترین اثر وی دوازده بند مرثیه‌ای است که در شرح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.