پرش به محتوای اصلی
محتشم کاشانی محتشم کاشانی

غزلیات

شمارهٔ ۱۳

اگر دل بر صف مژگان سیاهی می‌زند خود را

که تنها ترک چشمش بر سپاهی می‌زند خود را

ز تابم می‌کشد اکثر نگاه دیر دیر او

که بر قلب دل من گاه گاهی می‌زند خود را

ندارد چون دل خود رای من تاب نظر چندان

چه بر شمشیر مردم کش نگاهی می‌زند خود را

گلی کز جنبش باد صبا آزرده می‌گردد

چرا بر تیغ آه بیگناهی می‌زند خود را

مه نو سجده‌های سهو می‌فرمایدم امشب

به صورت بس که بر طرف کلاهی می‌زند خود را

سواری گرم قتلم گشته و من منفعل مانده

که گیتی سوز برقی بر گیاهی می‌زند خود را

عنانش محتشم امروز می‌گیرم تماشا کن

که چون بر پادشاهی دادخواهی می‌زند خود را

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۵ای نگهت تیغ تیز غمزهٔ غماز را
  2. شمارهٔ ۱۶چنین است اقتضا رعنائی قد بلندش را
  3. شمارهٔ ۱۷شب که ز گریه می‌کنم دجله کنار خویش را
  4. شمارهٔ ۱۸گر بهم می‌زدم امشب مژهٔ پر نم را
  5. شمارهٔ ۱۹چو دی ز عشق من آگه شد و شناخت مرا
  6. شمارهٔ ۲۰شوق درون به سوی دری می‌کشد مرا
  7. شمارهٔ ۲۱روزگاری که رخت قبلهٔ جان بود مرا
  8. شمارهٔ ۲۲چو افکنده ببیند در خون تنم را
همه‌ی غزلیات ←

محتشم کاشانی درباره‌ی محتشم کاشانی

کمال‌الدین علی محتشم کاشانی شاعر ایرانی عهد صفویه و معاصر با شاه طهماسب اول است. وی در سال ۹۰۵ هجری قمری در کاشان زاده شد و بیشتر دوران زندگی خود را در این شهر گذراند. نام پدرش خواجه میراحمد بود. کمال‌الدین در نوجوانی به مطالعهٔ علوم دینی و ادبی معمول زمان خود پرداخت. معروفترین اثر وی دوازده بند مرثیه‌ای است که در شرح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.