پرش به محتوای اصلی
محتشم کاشانی محتشم کاشانی

غزلیات

شمارهٔ ۱۲

بر رخ پر عرق مکش سنبل نیم تاب را

در ظلمات گم مکن چشمهٔ آفتاب را

گر به حیا مقیدی برقعی از حجاب کن

پردهٔ رخ که پیش او باد برد نقاب را

سوخته فراق را وعدهٔ خام تر مده

رسم کجاست دم به دم آب زدن کباب را

بی تو به حال مرگم و جان به عذاب می‌کنم

بر سرم آی و از سرم باز کن این عذاب را

گشته حجاب عارضت زلف و نسیم بی‌خبر

آه کجاست تا کند بر طرف این حجاب را

تا دهد از تو جراتم رخصت نیم بوسه‌ای

یک نفسک به خواب کن نرگس نیم خواب را

دی به نیاز گفتمت بندهٔ توست محتشم

روی ز بنده تافتی بنده‌ام این عتاب را

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۴جهان آرا شدی چون ماه و ننمودی به من خود را
  2. شمارهٔ ۱۵ای نگهت تیغ تیز غمزهٔ غماز را
  3. شمارهٔ ۱۶چنین است اقتضا رعنائی قد بلندش را
  4. شمارهٔ ۱۷شب که ز گریه می‌کنم دجله کنار خویش را
  5. شمارهٔ ۱۸گر بهم می‌زدم امشب مژهٔ پر نم را
  6. شمارهٔ ۱۹چو دی ز عشق من آگه شد و شناخت مرا
  7. شمارهٔ ۲۰شوق درون به سوی دری می‌کشد مرا
  8. شمارهٔ ۲۱روزگاری که رخت قبلهٔ جان بود مرا
همه‌ی غزلیات ←

محتشم کاشانی درباره‌ی محتشم کاشانی

کمال‌الدین علی محتشم کاشانی شاعر ایرانی عهد صفویه و معاصر با شاه طهماسب اول است. وی در سال ۹۰۵ هجری قمری در کاشان زاده شد و بیشتر دوران زندگی خود را در این شهر گذراند. نام پدرش خواجه میراحمد بود. کمال‌الدین در نوجوانی به مطالعهٔ علوم دینی و ادبی معمول زمان خود پرداخت. معروفترین اثر وی دوازده بند مرثیه‌ای است که در شرح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.