پرش به محتوای اصلی
محتشم کاشانی محتشم کاشانی

غزلیات

شمارهٔ ۲

بعد هزار انتظار این فلک بی‌وفا

شهد وصالم چشاند، زهر فراق از قفا

وه که ز کین می‌کند هر شب و روزم سپهر

با تو به زحمت قرین و از تو به حسرت جدا

رفتی و می‌آورد جذبهٔ شوقت ز پی

خاک مرا عن‌قریب همره باد صبا

با تو بگویم که هجر با من بی‌دل چه کرد

روزیِ من گر شود وصل تو روز جزا

شد همه‌جا چون شبَه بی‌تو به چشمم سیه

چشم سیه‌رویِ من، دید تو را از کجا؟

از خرَدم تا ابد فکر تو بیگانه کرد

این دل دیوانه گشت با تو کجا آشنا

وه که ز همراهیَت محتشم افتاده شد

بستهٔ بندِ ستم ،خستهٔ زخم جفا

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴درخشان شیشه‌ای خواهم می رخشان در او پیدا
  2. شمارهٔ ۵ای ز دل‌رفته که دی سوختی از ناز مرا
  3. شمارهٔ ۶کسی ز روی چنان منع چون کند ما را
  4. شمارهٔ ۷که زد بر یاریِ ما چشم‌زخمی اینچنین یارا
  5. شمارهٔ ۸چو بر زندانیان رانی سیاست، یاد کن ما را
  6. شمارهٔ ۹مبین به چشم کم ای شوخ نازنین ما را
  7. شمارهٔ ۱۰صبح آن که داشت پیش تو جام شراب را
  8. شمارهٔ ۱۱هرزه نقاب رخ مکن طرهٔ نیم تاب را
همه‌ی غزلیات ←

محتشم کاشانی درباره‌ی محتشم کاشانی

کمال‌الدین علی محتشم کاشانی شاعر ایرانی عهد صفویه و معاصر با شاه طهماسب اول است. وی در سال ۹۰۵ هجری قمری در کاشان زاده شد و بیشتر دوران زندگی خود را در این شهر گذراند. نام پدرش خواجه میراحمد بود. کمال‌الدین در نوجوانی به مطالعهٔ علوم دینی و ادبی معمول زمان خود پرداخت. معروفترین اثر وی دوازده بند مرثیه‌ای است که در شرح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.