پرش به محتوای اصلی
محتشم کاشانی محتشم کاشانی

غزلیات

شمارهٔ ۱۱۲

گر با توام ز دیدن غیرم گزیر نیست

ور دورم از تو خاطرم آرام‌گیر نیست

در هجر اینچنینم و در وصل آن چنان

خوش آن که هجر و وصل تواش در ضمیر نیست

بیمار دل به ترک تو صحبت‌پذیر نیست

اما بلاست اینکه نصیحت‌پذیر نیست

فرهاد رخم پرور چشم حقارتست

اما به دیدهٔ دل شیرین حقیر نیست

خسرو حریص تاختن رخش شور هست

اما حریف ساختن جوی شیر نیست

در زیر خنجر اجلش شکر واجب است

صیدی که او بقید محبت اسیر نیست

در سینهٔ خار اشارات او به غیر

زخمیست محتشم که کم از زخم‌تیر نیست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۱۴هرچند خون عاشق بی‌دل حلال نیست
  2. شمارهٔ ۱۱۵چون تو سروی در جهان ای نازنین اندام نیست
  3. شمارهٔ ۱۱۶ای گل امروز اداهای تو بی‌چیزی نیست
  4. شمارهٔ ۱۱۷درین کز دل بدی با من شکی نیست
  5. شمارهٔ ۱۱۸آینهٔ جان به جز آن روی نیست
  6. شمارهٔ ۱۱۹تیر او تا به سراپردهٔ دل ماوا داشت
  7. شمارهٔ ۱۲۰گرچه بر رویم در لطف از توجه بازداشت
  8. شمارهٔ ۱۲۱آن شاه ملک دل ستم از من دریغ داشت
همه‌ی غزلیات ←

محتشم کاشانی درباره‌ی محتشم کاشانی

کمال‌الدین علی محتشم کاشانی شاعر ایرانی عهد صفویه و معاصر با شاه طهماسب اول است. وی در سال ۹۰۵ هجری قمری در کاشان زاده شد و بیشتر دوران زندگی خود را در این شهر گذراند. نام پدرش خواجه میراحمد بود. کمال‌الدین در نوجوانی به مطالعهٔ علوم دینی و ادبی معمول زمان خود پرداخت. معروفترین اثر وی دوازده بند مرثیه‌ای است که در شرح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.