پرش به محتوای اصلی
محتشم کاشانی محتشم کاشانی

غزلیات

شمارهٔ ۱۱۷

درین کز دل بدی با من شکی نیست

که خوبان را زبان با دل یکی نیست

چو نی یک استخوانم نیست درتن

که بر وی از تو زخم ناوکی نیست

بهر دردم که خواهی مبتلا کن

که ایوب تو را صبر اندکی نیست

رموز نالهٔ بلبل که داند

درین گلشن که مرغ زیرکی نیست

دلم از دست طفلی ترک سر کرد

که بی‌آسیب تیغش تارکی نیست

نه از غالب حریفیهای حسن است

که یک عالم حریف کودکی نیست

در وارستگی در قلزم عشق

مجو کاین بحر مهلک را تکی نیست

اگر مرد رهی راه فنا پوی

که سالک را ازین به مسلکی نیست

مرنجان محتشم را کو سگ توست

سگی کاندر وفای او شکی نیست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۱۹تیر او تا به سراپردهٔ دل ماوا داشت
  2. شمارهٔ ۱۲۰گرچه بر رویم در لطف از توجه بازداشت
  3. شمارهٔ ۱۲۱آن شاه ملک دل ستم از من دریغ داشت
  4. شمارهٔ ۱۲۲بس که مجنون الفتی با مردم دنیا نداشت
  5. شمارهٔ ۱۲۳خاطری جمع ز شبه آن که تو میدانی داشت
  6. شمارهٔ ۱۲۴بعد چندین انتظار آن مه به خاک ما گذشت
  7. شمارهٔ ۱۲۵فغان که همسفر غیر شد حبیب و برفت
  8. شمارهٔ ۱۲۶ناله چندان ز دلم راه فلک دوش گرفت
همه‌ی غزلیات ←

محتشم کاشانی درباره‌ی محتشم کاشانی

کمال‌الدین علی محتشم کاشانی شاعر ایرانی عهد صفویه و معاصر با شاه طهماسب اول است. وی در سال ۹۰۵ هجری قمری در کاشان زاده شد و بیشتر دوران زندگی خود را در این شهر گذراند. نام پدرش خواجه میراحمد بود. کمال‌الدین در نوجوانی به مطالعهٔ علوم دینی و ادبی معمول زمان خود پرداخت. معروفترین اثر وی دوازده بند مرثیه‌ای است که در شرح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.