پرش به محتوای اصلی
محتشم کاشانی محتشم کاشانی

غزلیات

شمارهٔ ۱۲۴

بعد چندین انتظار آن مه به خاک ما گذشت

گرچه درد انتظار از حد گذشت اما گذشت

روز شب گردد ز تاریکی اگر بیند به خواب

آن چه بی‌خورشید روی او ز غم بر ما گذشت

از رهی آزاده سروی خاست کز رفتار او

بانگ واشوقا گذشت از آسمان هر جا گذشت

نسبت خاصی از او خاطر نشینم شد که دوش

با تواضعهای عام از من به استغنا گذشت

لحظه‌ای زین پیش چون شمعم سراپا در گرفت

حرفم آن آتش زبان را بر زبان گویا گذشت

ای زناوکهای پیشین جان و دل مجنون تو

تیر دیگر در کمان لطف نه آنها گذشت

پر تزلزل شد زمین یارب قیامت رخ نمود

یا زخاک محتشم آن سرکش رعنا گذشت

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۲۶ناله چندان ز دلم راه فلک دوش گرفت
  2. شمارهٔ ۱۲۷بردوش آن قدر دل من بار غم گرفت
  3. شمارهٔ ۱۲۸حسن پری جلوه کرد دیو جنونم گرفت
  4. شمارهٔ ۱۲۹بود شهری و مهی آن نیز محمل بست و رفت
  5. شمارهٔ ۱۳۰یارم طریق سرکشی از سر گرفت و رفت
  6. شمارهٔ ۱۳۱شهریار من مرا پابست هجران کرد و رفت
  7. شمارهٔ ۱۳۲با رقیب آمد و این غمکده را در زد و رفت
  8. شمارهٔ ۱۳۳خاست غوغائی و زیبا پسری آمد و رفت
همه‌ی غزلیات ←

محتشم کاشانی درباره‌ی محتشم کاشانی

کمال‌الدین علی محتشم کاشانی شاعر ایرانی عهد صفویه و معاصر با شاه طهماسب اول است. وی در سال ۹۰۵ هجری قمری در کاشان زاده شد و بیشتر دوران زندگی خود را در این شهر گذراند. نام پدرش خواجه میراحمد بود. کمال‌الدین در نوجوانی به مطالعهٔ علوم دینی و ادبی معمول زمان خود پرداخت. معروفترین اثر وی دوازده بند مرثیه‌ای است که در شرح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.