پرش به محتوای اصلی
محتشم کاشانی محتشم کاشانی

غزلیات

شمارهٔ ۱۲۶

ناله چندان ز دلم راه فلک دوش گرفت

که مؤذن سحر از نالهٔ من گوش گرفت

عرش آن بار گران را سبک از دوش انداخت

خاک بی‌باک دلیر آمد و بر دوش گرفت

کرد ساقی قدحی پر که کسش گرد نگشت

آخر آن رطل گران رند قدح نوش گرفت

آتشی کز همهٔ ظاهر نظران پنهان بود

دیگ سودای من از شعلهٔ آن جوش گرفت

بادهٔ عشق از آن پیش که ریزند به جام

آتش نشهٔ آن در من مدهوش گرفت

سر نا گفتنی عشق فضولی می‌گفت

عقل صدباره به دندان لب خاموش گرفت

هرکس آورد به کف دامن سروی ز هوس

محتشم دامن آن سرو قباپوش گرفت

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۲۸حسن پری جلوه کرد دیو جنونم گرفت
  2. شمارهٔ ۱۲۹بود شهری و مهی آن نیز محمل بست و رفت
  3. شمارهٔ ۱۳۰یارم طریق سرکشی از سر گرفت و رفت
  4. شمارهٔ ۱۳۱شهریار من مرا پابست هجران کرد و رفت
  5. شمارهٔ ۱۳۲با رقیب آمد و این غمکده را در زد و رفت
  6. شمارهٔ ۱۳۳خاست غوغائی و زیبا پسری آمد و رفت
  7. شمارهٔ ۱۳۴چابکسواری آمد و لعبی نمود و رفت
  8. شمارهٔ ۱۳۵زانطره دل سوی ذقنت رفته رفته رفت
همه‌ی غزلیات ←

محتشم کاشانی درباره‌ی محتشم کاشانی

کمال‌الدین علی محتشم کاشانی شاعر ایرانی عهد صفویه و معاصر با شاه طهماسب اول است. وی در سال ۹۰۵ هجری قمری در کاشان زاده شد و بیشتر دوران زندگی خود را در این شهر گذراند. نام پدرش خواجه میراحمد بود. کمال‌الدین در نوجوانی به مطالعهٔ علوم دینی و ادبی معمول زمان خود پرداخت. معروفترین اثر وی دوازده بند مرثیه‌ای است که در شرح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.